تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢

رابطه ذاتى روح با بدن

رابطه روح با بدن رابطه ذاتى است رابطه روح با بدن عنصرى رابطه ذاتى و ناگسستنى است در اثر اتحاد وجودى كه دارند و بدن و اعضاء و جوارح تحت تدبير روح قرار گرفته اين علاقه و رابطه هرگز زوال پذير نخواهد بود هم چنان كه گفته شده باينكه بدن به مجرد فساد خاك شده و به صورت غير بدن خواهد درآمد و بعد از قطع نفس ماده از براى نفس نيست نسبت نفس بعد از رجوع بعالم قدس به اين بدن و ساير ابدان على السواء است چون ارتباط بين نفس و بدن از دو طرف است علاقه نفس به بدن و ارتباطش ايجابى و از ناحيه بدن اعدادى است در وقتى تركيب بدن منحل شد هر عنصر و ماده‌اى رجوع باصل خود مىنمايد و زمينه براى تعلق نفس نمىماند از اين اشكال پاسخ گفته شده است باينكه روح كه در آغاز امر قوه محض بوده هنگام نوزادى و در اثر به كار بردن نيروهاى ظاهرى و فكرى و درونى خود ملكاتى بدست آورده و اعضاء و جوارح خود را در مدت زندگى دامنه‌دار خود بشعار عبوديّت معرفى نموده است نتيجه آن رابطه ذاتى ناگسستنى ميان روح و اعضاء و جوارح خواهد تحقق پذيرفت با اين رابطه ذاتى چگونه پس از قطع روح علاقه تدبيرى خود را از بدن با ساير اعضاء افراد ديگر يكسان خواهد بود و اين خلاف وجدان است . هم چنان كه شهداء و مقتولين در راه اسلام ابدان طاهره آنان پس از سالها