تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
هستند و عقول آنان منور بنور اللَّه و همچنين ناظر به عين اللَّه و نيز متصرف در ملك و ملكوت اشياء بمشية اللَّه هستند و حكم و خواسته آنان سارى و نافذ به حكم اللَّه خواهد بود . هم چنان كه امير مؤمنان ( ع ) مىفرمود : « ما رأيت شيئا الا و رأيت اللَّه معه و قبله » نيروى بينائى او منور بنور اللَّه است كه هر چه را مشاهده نمايد بظهورى از نور كبريائى است و ملكوت آنها را مىبيند با قلب نورانى خود و بالاخره امور الهى و افعال ربّانى را به خود نسبت ميدهد و ملك و احاطه و قدرتى زياده بر اين تصور نميرود كه مظهرى از مقام ربوبى باشد كه حائز ملك حقيقى در همه عوالم خواهد بود . خلاصه مقتضاى اطلاق كلمهء ملكا عظيما نهايت ملك و فرمانروائى عظيم كه زياده بر آن تصور نميرود زيرا هر دو صفت ملك و عظيم بطور اطلاق مفاد آن عموم است و عبارت از كمال قدرت حقيقى و كمالات علم و شهود باطنى نسبت بعوالم و ملك و ملكوت است چه به لحاظ شهود علمى و قدرت كه محتوى همه گونه احاطه است از لحاظ اينكه علم و قدرت و مبدئيت براى عمل متحد هستند و قدرت و علم محتوى همه گونه احاطه است بر اين اساس بر حسب عوالم آثار و نشانه‌هاى فرمانروائى عظيم كه استثناء پذير نخواهد بود بديهى است از چنين ملك عظيم نمونه و ظهورى از ملك ساحت كبريائى در همه عوالم خواهد بود . و در پرتو آنان پيروان و دانشجويان مكتب قرآن نيز بمقاماتى از قدرت نعمتهاى ابدى نائل خواهند شد زيرا عالم و نشئه آخرت علمى و حيات و قدرت است هرگز كسى سهمى نخواهد داشت جز بعلم و ايمان و پيروى از مكتب اوصياء عليهم السلام و در سايه و شعاع آنان اهل ايمان نيز از قدرت خود مىتوانند استفاده نمايند . با توجه باينكه نفوس طاهره اهل ايمان مادام كه متعلق به بدن عنصرى است افعال و تدبير آنها فقط تحريك و صدور حالات و تحولات است ولى پس از قطع علاقه از بدن عنصرى در اثر استقلال وجودى و تجرد روح از عالم طبع نيروى افاضه و ايجاد خواهد داشت و بطور محدود واسطه ميان خلق و خالق خواهند بود