مردم از پيشوايانى پيروى مىنمايند كه در اثر جهالت و نقص آنان كسى معذور نخواهد بود و نمىتوانند عمل خود را تصحيح نمايند از نظر اينكه پيروى از اولياء جور است عموم مردم نسبت به پيمودن راه عبوديّت و سپاس از نعمتهاى آفريدگار دو صنف خواهند بود گروهى كه رابطه با تعليمات غيبى دارند اهل بصيرت بنور معرفت و شهود هستند مانند رسولان و امامان آنان طريقه عبوديت و سلوك منازل كمالات را فهميدهاند به حكم فطرت مراتب عبوديت را باختلاف مراتب نورانيت خود خواهند پيمود .
و گروهى كه به حكم فطرت بايد از قائدى پيروى نمايند و خود محجوب و بىبهره از يافتن طريق سعادت هستند بمنزله شخص نابينا خواهند بود كه توسّط شخص بصير و بينا راه مقصد را بايد بپيمايد براى او ناگزير از شخص امام و بصير پيروى نمايد و امام را بشناسد و از قول گفتار او پيروى نمايد .
و محبت و علاقه قلبى به امام شناخته خود لازم است از نظر اينكه وسيله ارتباط بحضور محبوب حقيقى اصلى است كه او را بطور اجمال شناخته است و طريقه خير و سعادت خود را و رسيدن به مقصد قرب را نيز از او بايد سؤال نمايد و از قول و گفتار او پيروى نمايد .
از اين نظر واجب به حكم فطرت معرفت امام هادى است كه مردم را بسوى مقصد و سپاسگزارى از نعمت آفريدگار هدايت و رهبرى نمايد و اعمال نيك كه بدون پيروى از امام باشد خودخواهى و خودستائى بوده و شرك و استبداد باطل است و توأم با اعراض از قول امام خواهد بود و عملا تكذيب امام است .
ولى محبت قلبى به امام و پيروى از مكتب او بهترين عبادت قلبى و روانى و سبب حسن فعل عمل نيك و صالح خواهد شد همچنين سبب حسن فاعل بوده از نظر اينكه روح بقاء به عمل و نيز بفاعل دميده مىشود و سبب بقاء عمل در آخرت و اجر و ثواب خواهد بود فاعل و فعل خير هر دو صبغهء عبوديت خواهند يافت و شعار هر دو عبوديت و شكر خواهد بود
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 294
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٩٤