تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
كبريائى بايد شرف صدور بيابد . و نيز تلويحا تعليمات رسول نيز نسبت بمعلومات وصى و خليفه خود نيز بوساطت رسول بوده ولى وساطت در افاضه روح جديد و ايجاد و موهبت بوده است و قابل زوال و يا تبدل نخواهد بود و مانند تعليمات بشرى نيست كه فقط اعداد و آماده‌گى براى آنست كه صورت علمى و اعتقادى از جانب واهب الصور و مقام آفريدگارى براى متعلم شرف صدور بيابد كه قابل تبدل و تحول و زوال خواهد بود . بلكه تعليمات رسولان نسبت باوصياء و خلفاء خود از جانب حق تعالى تعيين مىشود و معلومات اوصياء نيز از تعليمات غيبى و تعليمات رسول است كه بدان وسيله از ساحت كبريائى روح وصايت و ولايت بوصى الهام و اهداء مىشود و هرگز آنچه را كه رسولان باوصياء تعليم نمايند از نظر اينكه مساوق با ايجاد روح از ساحت كبريائى و نيروى وصايت و ولايت در وصى است هرگز قابل تحول و زوال نخواهد بود از نظر اينكه موهبت وجودى است نه عاريتى . هم چنان كه بر حسب آيه
يا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ
نخستين بار است كه به يوسف صديق ( ع ) در خواب بوى اعلام مىشود حقيقت و صورت مثالى حيات روحى و زندگى او باينكه يازده ستاره و نيز خورشيد و ماه برابر او به سجده درآمده‌اند و پس از چندين سال يوسف صديق به پدرش يعقوب عليهما السلام عرض نمود
يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ
. و بر حسب آيهء
وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هذا
هنگام افتادن بچاه به يوسف عليه السلام منصب نبوت و الهام و وحى غيبى موهبت شد و با روح قدس يوسف مراحلى را پيمود و از محاصره ملكه مصر مدت زمانى محكوم بزندان گشت آنگاه بپادشاهى رسيد و همچنين عيسى مسيح ( ع ) تورية كه بر موسى كليم ( ع ) نازل شده بود و در زمان عيسى مسيح ( ع ) تغييراتى در آن داده شده از لحاظ حليت بعض آنچه از مواد غذائى تحريم شده بود تورية و احكام آن از طريق تعليمات غيبى به عيسى