تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
و استدلال فرمود به آيه كريمه
مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ
از نظر اينكه طاعت رسول بمنزله طاعت ساحت كبريائى است و معناى رسالت همين است و امام و وصى رسول عليهم السلام نيز از نظر وصايت و خلافت از رسول نيز طاعت او واجب خواهد بود بديهى است طاعت ساحت قدس حقيقت سعادت و خير محض است . به همين قياس طاعت امام و وصى رسول صلّى اللَّه عليه و آله نيز سعادت حقيقى و خير محض و زندگى روانى ابدى است و مراتب بىشمار خواهد داشت از نظر اينكه هر يك از معرفت و طاعت درجات بىشمار دارد و مراتب قرب در نشئه آخرت نيز بر اثر زيادى معرفت و طاعت در اين جهان خواهد بود هر چه ايمان و تقوى و نيروى معرفت زياده باشد سبب قرب و رضوان بيشترى به پيشگاه كبريائى خواهد بود . قوله ( ع ) : فمن
تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً
: و هر يك از قبول ولايت و وصايت امام سر به پيچد و در مقام اعراض و انكار برآيد ضرر و حرمان از رحمت و فضل آفريدگار متوجه خود او خواهد بود و اعراض از ولايت و وصايت امام را اعراض از رسالت معرفى نموده است كه كفر محض و عناد با ساحت ربوبى خواهد بود ضرر و زيان آن متوجه بروح پليد خود او است . زيرا مقام رسالت و همچنين مقام ولايت و وصايت براساس دعوت به حق است بدون اينكه از لحاظ قبول و پذيرش دعوت آنان بحقّ و يا ردّ و طغيان مسئوليّت متوجّه رسول صلّى اللَّه عليه و آله و يا امام عليه السلام باشد و چنانچه مردم از پذيرش قول امام اعراض نمايند ضررى بمقام دعوت به حق امام عليه السلام نخواهد بود و هرگز سبب نقص و منقصت امام در پيشگاه كبريائى نخواهد بود .