هشام گفت آفريدگار عالم و آگاه بر مصالح عموم مردم است .
شامى گفت آيا براى قيمومت و نظارت بر وظايف دينى و دنيوى مردم كسى را معين نموده كه عموم را رهبرى نمايد و گفتار حق آنان را از باطل تميز دهد .
هشام گفت در زمان حيات رسول صلّى اللَّه عليه و آله يا در همه اوقات .
شامى گفت در زمان حيات و رسالت رسول صادع اسلام صلّى اللَّه عليه و آله خود او زعيم و قيم امور دين و دنياى مسلمانان بود امروز كه پس از پايان دوره رسالت و تبليغ رسول صلّى اللَّه عليه و آله است چه كسى زعيم و قيوم امور اجتماعات اسلامى است و نظر او مرجع و سبب حل اختلاف مردم خواهد بود .
هشام پاسخ گفت همين شخص بزرگوار كه در حضور او هستيم و براى بحث و مناظره تو از شام به اين مكان سفر نمودهاى و مردم نيز از هر سو بسوى او متوجه هستند و از او مسائل خود را سؤال نموده پاسخ مىشنوند و بما از اخبار آسمان و كرات بالا و جوانب زمين خبر ميدهد از نظر امامت منصب الهى و وصايت كه از پدر و جدّ بزرگوارش به او محول شده است .
شامى بچه طريق بفهمم و تصديق نمايم اين كرامات و معجزات را از او .
هشام پاسخ گفت از حضرتش هر چه ميخواهى سؤال بنما پاسخ سؤالات تو را خواهد داد .
شامى گفت حجت و دليل را براى من تمام نمودهاى بايد از حضرتش سؤال نمايم .
امام صادق ( ع ) فرمود اى شامى به تو خبر دهم كه از شام چگونه سفر نموده و رويدادها چه بوده است .
شامى پس از شنيدن سخنان امام در شگفت شده عرض نمود من الآن اسلام را پذيرفته مسلمان شدم .
امام ( ع ) بشامى فرمود بلكه الان ايمان را قبول نمودهاى زيرا اسلام قبل از
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 174
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٧٤