هشام گفت او چه كسى است شامى پاسخ گفت كه رسول صادع اسلام صلى اللَّه عليه و آله است .
هشام گفت پس از رحلت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و پايان زمان تبليغ او چه كسى و چه حجت و دليلى است .
شامى در پاسخ گفت قرآن كريم و سنت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و برنامه مكتب عالى قرآن .
هشام گفت در اين زمان قرآن و سنت رسول صلّى اللَّه عليه و آله براى رهبرى جامعه اسلامى كافى است .
شامى گفت بلى .
هشام گفت چنانچه قرآن و سنت براى رهبرى اجتماعات اسلامى كافى بود و اختلاف مسلمانان را رفع ميكرد هر آينه تو جز از نظر اختلاف است كه از شام براى بحث و مناظره بسوى ما آمدهاى .
شامى ساكت شد كه چه بگويد .
امام عليه السلام بشامى فرمود چرا جواب اعتراض هشام را نميگوئى .
شامى عرض نمود چنانچه بگويم اختلاف نداريم بر خلاف حقيقت است و اگر بگويم قرآن و سنت رفع اختلاف جامعه مسلمانان را مينمايد و براى توحيد كلمه و قيوميت كافى است بر خلاف واقع است زيرا هر يك از قرآن و سنت رسول صلّى اللَّه عليه و آله ممكن است از آنها استفاده بر خلاف ديگرى بنمايد .
و چنانچه بگويم اختلاف داريم و هر يك مدعى هستيم كه حق با ما است در اين صورت هيچ يك از قرآن و سنت رفع اختلاف ما را نخواهد نمود جز اينكه براى من هم اين دليل باقى است .
امام ( ع ) بشامى فرمود تو از هشام سؤال بنما خواهى طريق حق را يافت .
شامى گفت بهشام كه كى بر مسلمانان و بر عموم بشر بهتر بمصالح آنان آگاه است
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 173
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٧٣