تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
قوله فالتفت ابو عبد اللَّه ( ع ) الى فقال يا يونس بن يعقوب هذا قد خصم نفسه قبل ان يتكلم امام عليه السلام متوجه راوى شده فرمود اين شخص شامى با دعوى كه خود دارد باقرار و سخنان خود را محكوم نمود قبل از اينكه وارد بحث شود و بناء كلام بر جدال و زياده بر دفاع از دعوى خصم مذموم است زيرا كلام وسيله كسب علم بحقايق اشياء مانند حكمت الهى نخواهد بود بلكه غرض از جدال دفع نظر فاسد اهل باطل و شكست صولت منكران است با توجه به اينكه جدال و ممارات از جمله عادات نكوهيده است و ناشى از امراض قلبى مزمن است كه هرگز نميتوان از مخاطرات آن در حذر بود بلكه سبب بيمارى قلبى و روان كسانى است كه زياده مناظره نمايند . و غرض شامى از بحث و مناظره جدال و غلبه در بحث بر خصم خود مىباشد بر اين اساس بايد با او از طريق مقدمات جدلى بحث و گفتگو نمود هم چنان كه از سؤال امام عليه السلام استفاده شد كه از كلام خود او است كه مبنى بر دعوت شركت با رسول صلّى اللَّه عليه و آله است و يا از الهامات غيبى استفاده نموده است در صورتى كه شخص شامى ميتوانست بگويد كه اصول مطالب مأخوذ از علوم دينى و از رسول صلّى اللَّه عليه و آله است و بانضمام استنباطات خود كه در نتيجه فكر بدست آورده‌ام و اين مستلزم شركت در نبوت و يا در اثر الهامات غيبى نخواهد بود . و همچنين نتيجه آن لزوم طاعت نظر من نخواهد بود ولى از نظر اينكه غرض شامى جدال و مناظره و اظهار غلبه بر خصم است گرچه بر غير اساس صحيح باشد در اثر اعتراض امام ( ع ) به حال بهت فرو رفت و در نتيجه خود را محكوم نمود هم چنان كه در ضمن احتجاج ابراهيم خليل ( ع ) با نمرود پادشاه كلده باينكه آفريدگار جهان خورشيد را از سوى شرق به طرف مغرب سوق ميدهد و تو براى اثبات دعوى الوهيت خود خورشيد را از سوى مغرب به طرف مشرق بياور و نمرود در مقام احتجاج پاسخ دهد كه جريان سير خورشيد از سوى مغرب به طرف مشرق سبب اختلال نظم