و همچنين افعال و آثار او از نظر خوف و يا رجاء و يا اغراض ديگر نخواهد بود زيرا خوف و رجاء و مانند آنها از عوارض امكانى و انفعال از خارج است و ساحت آفريدگار از هر جهت كه فرض شود واجب و منزه از شائبه و نقص و امكان است بلكه همه اين عوارض از جمله مخلوقات است و مخلوق و آفريده هرگز مثل و مانند و يا ضد و يا شريك خالق نخواهد بود .
ساحت آفريدگار منزه از صفات امكانى است و هر چه را خلق نمايد فيضان خير است كه موارد قابل و شايسته را فرا ميگيرد و همه موجودات نمونه احسان و حسن تدبير و تربيت او است و همه مخلوق و آفريده كبريائى و در حيطه تدبير اويند بدون اينكه فردى از بشر مالك وجود و هستى خود باشد و يا بتواند نفعى را بسوى خود جلب نمايد و يا ضررى را از خود دفع كند و يا مالك حيات و زندگى خود و يا حوادث و رويدادها باشد كه متوجه او شده و او را خواه ناخواه فرا خواهد گرفت .
و هر چه در نظام امكانى صورت گيرد و تحقق پذيرد مخلوق و آفريده كبريائى اويند و هرگز آفريدهاى مثل و مانند و يا ضد و منافى و يا شريك و معارض با خالق نخواهند بود زيرا هرگز فعل و اثر منافى و مخالف با فاعل نبوده همچنين مخلوق مخالف و معارض با خالق نخواهد بود و فرض مثل و يا ضد و ند براى آفريدگار جهان فرض محال است .
و غرض از بيان تحكيم قدرت نامحدود و كبريائى است كه از هيچ لحاظ شائبه نقص و يا امكان و عجز در ساحت كبريائى او نخواهد بود .
قوله عليه السلام : لكن خلائق مربوبون و عباد داخرون :
بلكه همه موجودات مخلوق و آفريده و تحت تربيت و تدبير ساحت كبريائى اويند بدون اينكه از خود اراده و اختيارى در پيدايش و يا در ادامه هستى و يا مقدرات خود داشته باشند و همه بندگان زبون در حيطه قدرت و محكوم تدبير اويند .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 85
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٨٥