تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
و شرك را كه كسب كند نيست بشر خود ساز است و حقيقت انسانى ساخته خود انسان مختار است و ذات او جز حركت و سير جوهرى نخواهد بود . بر اين اساس سعادت و شقاوت همانا مقصد و مرام هر فردى است كه آن حقيقت سعادت را براى خود بسازد و بسعادت نائل شود همچنين است شقاوت خلاصه بشر در به كار بردن نيروى اختيار بر حسب عقيده و عمل و خلق خود ساز است يعنى هر يك از سعادت و شقاوت بشر بر اساس خودسازى و اختيارى است و هر فردى بر اساس سعى و كوشش بسعادت نايل مىشود و در اثر سعى و جنايت بشقاوت ميرسد . خلاصه هر فردى از بشر بر اساس سعى در تحصيل كمالات و ايمان و فضيلت اخلاقى بسعادت نائل مىشود و در اثر سعى و كوشش در افعال نكوهيده و ارتكاب جنايت و شرك روح او پليد گشته و شقاوت گريبانگير او خواهد شد همين نقشه و صحنه جهان طبيعت را ساحت كبريائى از ازل مشاهده نموده با توجه باينكه نقشه و صحنه و ارتسام از نظر مثال است و صحيح نيست زيرا لازم آن انفعال و ارتسام است و علم كبريائى فعلى و ذاتى است نه آنست كه از ارتسام و انفعال از نقشه خارج استفاده مىشود . با توجه باينكه غرض اصلى از خلقت نظام طبع و جهان خلقت سوق سلسله بشر بسوى كمال و سعادت و فضيلت است كه مسطوره‌اى از نظام شريف ربوبى باشد و صحنه امكانى نيز نمونه و مسطوره‌اى از نظام شريف ربوبى گردد . و نظر به آن كه جامعه بشر كه از نيكان و تبه‌كاران و اهل ايمان و اهل شرك و كفر تشكيل مىشود غرض اصلى همانا زندگى اهل ايمان و پيروان مكتب توحيد و مكتب عالى قرآن است و غرض تبعى زندگى افراد تبه كار و كافر و مشرك خواهد بود . همانطور كه در مثال خياطت گفته شد كه خياط غرض اصلى او آن است كه پارچه را به صورت اندام بشر خياطت كند لازم عمل خياطى آنست كه با قيچى بسيارى از اجزاء پارچه را بريده و كنار افكند در نتيجه لباس باندام بشر در آيد
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 382 | محمد حسينى همدانى نجفى