تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
و اعمال صالح آنان نه جبر است و نه اكراه بلكه لازم عمليات و حسن سلوك آنان و پيروى از برنامه مكتب قرآن است . و نسبت به گروه ديگر كه در اجتماع در فكر و انديشه خود تيره‌گى ايجاد نموده و فريفته تبليغات شياطين انسى شده‌اند و خود فروخته و فكر و انديشه خود را از دست داده در باره آنان بر حسب طبع كه سود كسب نموده و براى خود طبع منحرف ساخته و روح درون خود را اين چنين پرورانيده و پيوسته مورد تهديد عقلا بوده و مورد نهى و تهديد قرار گرفته گوش فرا نداده در باره مرام انحرافى و شرك و كفر تجديد نظر ننموده‌اند بر حسب طبع كه خود ساخته و خود را تربيت نموده و روح پليد خود را اين چنين اظهار نموده و خود را معرفى نموده‌اند ساحت كبريائى نيز از ازل اين صحنه را مشاهده نموده نه بطور نقشه و ارتسام كه نقص و انفعال و باطل است بلكه باحاطه علمى فعلى خود براى صحنه هر آنچه هر يك از دو دسته اهل ايمان و اهل شرك و كفر و هر يك از افراد را آنچه اقتضاء ذاتى و اكتسابى خود آنهاست بطور علم فعلى احاطه داشته و همان را براى هر يك از افراد خواسته است آنچه خود آنها براى خودشان خواسته‌اند از كار خير و شر و ايمان و شرك و كفر پس اراده پروردگار در باره كافران و مشركان و تبه‌كاران بر حسب اقتضاء ذاتى خود آنچه كه كسب نموده ذات و ذاتياتى پليد براى خود كسب نموده‌اند خلاصه بشر در اثر اختيار در عقيده و عمل و خلق نهايت اختيار را دارد و خودساز است يعنى از طريق كسب عقيده و تعليم معارف و يا مطالب كفر و شرك عقيده خود را ساخته است همچنين بر حسب عقيده كه خود تحصيل نموده و اعمال باطل و طالح و خيانت كه خود كسب نموده صورت اعتقادى ذات و ذاتيات خود را تحصيل نموده است . هم چنان كه آيه
( وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرى ثُمَّ يُجْزاهُ الْجَزاءَ الْأَوْفى )
مفاد آنست كه بشر حقيقت او جز همان صورت عقيده ايمان و يا كفر
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 381 | محمد حسينى همدانى نجفى