آنست كه بشر در افعال خود قدرت و استطاعت كامل دارد و به كار ميبرد و هرگز مجبور نخواهد بود و در اقدام بهر چه نخواهد انجام دهد مستقل خواهد بود .
ساحت كبريائى اعمال قدرت در باره افعال بشر نخواهد نمود و به منظور رعايت مقام كبريائى چنين پنداشتهاند كه هر قدرت و استطاعتى كه بشر در افعال خود دارد بموهبت پروردگار است مانند ساير نعمتهاى بيشمار ديگر و همين قدر براى رعايت مقام كبريائى كافى دانستهاند و نتيجه اين مبنا را تفويض معرفى نمودهاند يعنى پروردگار بر حسب نظام آزمايش به بشر نعمتها داده از جمله نعمت قدرت و استطاعت بدنى و روحى و فكرى و جوارحى و وسايل خارجى كه مىتواند آنها را به كار بندد و هر چه از اعمال و حركات جوارحى و فكرى بخواهد انجام دهد و در اجراى هر كارى و هر عملى كه بخواهد اراده و استقلال دارد و ساحت كبريائى هرگز در آن باره اعمال قدرت نخواهد فرمود .
اين خلاصهاى از مرام و معتقدات طايفه معتزله ( مفوضه ) است كه در قرن دوم و سوم اسلامى زياده مطرح انظار بوده و بسيارى از علماء سابق معتزلى هستند .
و از پاسخ امام صادق عليه السّلام بوسيله چند جمله كوتاهى حقيقت اين نظريه را تشريح فرمودند مبنى بر اينكه استطاعت و قدرتى كه معتقديد پروردگار در دسترس بشر نهاده نسبت بافعال مباشرى او بطور عاريتى است و بشر هرگز در اجراى آن استقلال ندارد بلكه به كار بردن نعمت الهى است كه به بشر موهبت فرموده و در حيطه قدرت و تدبير كبريائى مىباشد .
و استطاعتى كه معتقد هستند بطور تفويض و استقلال نيست كه از سلطه كبريائى خارج باشد و محال است بشر و هر مخلوقى لحظهاى از قهر و قدرت و تدبير كبريائى خارج شود و بطور استقلال عملى را انجام دهد زيرا موجود و مخلوق رابط و وجود او محض ربط بحريم كبريائى است و در هيچ شأنى از شئون بشر شائبه استقلال نخواهد داشت و فرار از محظور جبر قول بتفويض نيست
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 366
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٣٦٦