تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
توحيد معلم و استادان بشر هستند بدين مناسبت تأثير آنان در چگونگى زندگى و سعادت و شقاوت هر يك از افراد آشكار است . از نظر برهان اينكه سبب مقوم شىء اولى است باينكه نفس آن شىء باشد از خود آن شىء زيرا آن سبب و علت مقتضى وجود و بقاء آنست و هر شىء بذات خود بطور امكان است و يا سبب آنكه مقوم ذات آنست بطور وجوب خواهد بود و بديهى است وجوب تأكيد وجود است و امكان شىء ضعف و نقص آن است و نسبت سبب بشىء اولى است باينكه نفس آن شىء معرفى شود از اينكه خود آن شىء باشد بعبارت ديگر سبب مقتضى وجود شىء و بقاء آن از نظر اينكه مقوم وجود آنست بطور وجوب خواهد بود و وجوب تأكيد وجود است و امكان به لحاظ خود آن شىء است كه جهت نقص آنست بدين نظر سبب و علت كه مقوم وجود شىء است نفس و حقيقت آن شىء خواهد بود . بدين نظر آيه رسولان و رسول گرامى اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلم را نفس آن مردم متمرد معرفى فرموده است و فرمود (
وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
) يعنى كفار و متمرّدان ظلم و ستم و هتك روا داشته و رسولان و رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم را مورد ظلم و هتك قرار داده‌اند از نظر اينكه زمام تعليم و تربيت آنان در اختيار رسولان بوده و نسبت به زمان تشريع دين اسلام ظلم و ستم و هتك راجع برسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم مىباشد و قبح هتك ساحت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم زياده بر تمرد و گناه و كفر است . قوله ( ع ) : فجعل ظلمنا ظلمه و ولايتنا ولايته حيث يقول
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
: بيان مثال است همچنان كه ساحت كبريائى ولايت ذاتى و حقيقى خود را توسعه داده و رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم و اوصياء او را نيز مشمول ولايت عامه خود فرموده و هر يك از آنان را ولى بطور اطلاق بشر خوانده و معرفى فرموده است . به همين قياس رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم و اوصياء او را حقيقت و روح و نفوس افراد بشر