يختم و بكم ينزل الغيث و بكم يمسك السماء ان تقع على الارض
مبنى بر حيات طيبه و اينكه وساطت فيوضات و قوام نظام جهان هستند و اينكه ارواح طاهره منشأ آثار و در نزول بركات و فيوضات كبريائى وساطت دارند و شهداء اعمال مردم هستند و حيات حقيقى و آثار و وساطت در فيوضات زياده بر اين تصور نميرود چگونه ميتوان در باره ارواح قدسيه هلاكت و موت و فناء تصور نمود .
قوله ( ع )
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
:
امام عليه السّلام از سائل پرسش نمود كه علماء در باره مفاد آيه چه ميگويند پاسخ گفت كه الا وجه اللَّه ميگويند كه وجه همان ذات قدس كبريائى است و ما سواء ساحت كبريائى همه هالك و فانى هستند امام ( ع ) بطور تعجب از اين قول اعراض فرموده كه چه نظر بىاساس و فرته و افتراء و بهتان بساحت كبريائى است و تفسير آيه است بر طبق رأى و نظر بىاساس .
و آيه را امام عليه السّلام تفسير فرمود باينكه مراد از كلمه وجه تفسير آن
( الذى يؤتى منه )
است كه از آن ميتوان تعبير نمود بمظاهر امكانى و فيوضات الهى كه وسائل نظام اتم عوالم امكانى هستند مانند عالم امر و ارواح قدسيه رسولان و لوح و قلم و قضا .
و از تعبير هالك موجودات و سلسله نظام امكانى را دو دسته معرفى نموده يكى هالك و فانى و ديگر باقى با بقاء اللَّه هم چنان كه دسته اول هالك و بىاثر خواهد بود همچنين سلسله موجودات امكانى را نيز دو دسته معرفى نموده يكى مظاهر جلال كبريائى و صفت ربوبيت از فرشتگان مقرب و ارواح قدسيه كه افراد بارز آنان مقام رسالت كبراى خاتميت و اوصياء طاهرين عليهم السّلام و آيات كريمه قرآن است كه مسطوره معارف الهى و فرد بارز آن وجه و مظهر كبريائى است بنام وجه حق كه ميتوان بسوى كبريائى رو آورد .
و نظر باينكه وجه را تفسير فرمود : بجمله ( الذى يؤتى منه ) جنبه تأثير