تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
و فضل و رزق و ساير صفات فعل است . پس حقيقت موجود ثابت و ازلى كه دائم و از هلاكت مصون است همانا آيات كبريائى است كه ثابت به ثبوت ذات قدس است اين بر تقدير آنست كه مفاد هالك به معناى هلاكت بالفعل و بر حسب ذات باشد . و محصل مفاد آنست كه إله و معبود به حق و حقيقت تنها معبود ثابت و ازلى و مصون از تحول است و زمام تدبير عوالم امكانى را عهده دارد و هر موجود ديگرى هالك و باطل و بيهوده است جز آنچه وجه و صفت ساحت كبريائى معرفى شده است . و نيز گفته شده كه مراد از وجه ذات و حقيقت و وجود كبريائى است و مفاد آنست كه غير آفريدگار از موجودات و هر موجود امكانى معدوم بالذات و فانى في حد نفسه است و آنچه ثابت و بطلان و تحول ناپذير است ذات واجب ساحت كبريائى است . و مفاد آيه آنست كه إله و معبود به حق بايد ذات واجب باشد كه زمام تدبير عوالم به عهده دارد و تدبير عوالم عبارت از خلق و آفرينش و تدبير است كه هر موجودى را بكمال مناسب برساند نه اينكه ايجاد و آفرينش در آغاز امر از شئون پروردگار است و سپس تدبير و ادامه وجود و سوق بسوى كمال به عهده موجود مقرب ديگرى است و بديهى است خالق و موجد همانا واجب الوجود كه واجب غير او نخواهد بود او به تنهائى خالق و مدبر است كه جهانيان را آفريده و بسوى كمال سوق ميدهد . و بر تقدير اينكه مراد از هالك بطور استقبال باشد ظاهر آنست كه هر موجودى كه در آينده با هلاكت مواجه خواهد شد جز وجه و صفت كبريائى ولى هلاكت بطور استقبال اختصاص بموجودات زمانى دارد كه بانتهاء آمد و بطلان وجودات فناء و زايل ميگردد ولى در غير زمانيات پيوسته مورد احاطه فناء هستند لازم مىآيد