و تحول جهان انتظام مىيابد و در اثر حركت اختيارى افرادى از بشر مىتوانند بكمال نامحدودى نايل آيند و بمقام خلت دست يابند .
اين از نظر ظهور نور وجود در صحنه جهان كه بر اساس تغيير و تحول نهاده شده است ولى چگونه اين تغيير و تحول و كثرت بىنهايت كه در جهان ماده فرمانروا است سرايت بمقام كبريائى نخواهد نمود و بعبارت ديگر جهان متحول و متحرك چگونه ارتباط با عالم ثابت و مستقر خواهد داشت .
بديهى است صفت علم و شهود فعلى ذات كبريائى و همچنين قدرت و مبدئيت براى فعل ظهور و پرتوى از علم ذاتى بذات كبريائى است و اين علم و قيوميت و شهود بنحو بساطت و صرافت ذات كبريائى مجهول الكنه است و در تمام شئون صفات و آثار و افعال امكانى كبريائى نيز بساطت و صرافت حقيقى فرمانروا است بر اين اساس نور وجود كه از عالم ازل و عالم ثابت و مستقر پرتو ميافكند و تنزل بعالم ماده نمايد از نظر اينكه اقتضاء طبع و موجودات جهان بر اساس نقص و حركت بسوى كمال است فيض وجود ماديات را به حركت مياورد و اين حركت و تحول در اثر اقتضاء ماديات است و گر نه همين نور وجود و هستى است كه بر قدسيان افاضه شده و عوالم مجردات و مقدسات را نيز فرا ميگيرد و از حركت و تحول منزه خواهند بود ولى كمال محدودى را به آنان موهبت فرموده است .
بعبارت ديگر نور وجود بطور اطلاق كه از عالم ازل ظهور نمايد و اشعه آن عوالم را فرا بگيرد بخصوص جهان طبع كه بر اساس نقص و ظلمت و تيرهگى است بر حسب اقتضاء ماديات چگونگى فيض وجود به آن به آنست كه آغاز ناقص بوده و در آن قوه زياده نهاده شده كه در اثر حركت بكمال و فعليت نامحدودى خواهد رسيد و از نظر وحدت حقيقى فيض وجود و قدرت قيمومت و شهود ساحت كبريائى بر هر يك از موجودات مادى واحد خواهد بود .
در نتيجه جهان طبع و صحنه پهناور متحرك از كرات بيكران آسمان و زمين پهناور و موجودات و انواع بىشمار آنها همه مانند نقطهاى ماند در عالم ازل كه
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 267
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٦٧