كبريائى اجل و ارفع از آنست كه نيروئى بر او احاطه بيابد و نهايت معرفت عارفان آنست كه ساحت او را تقدس و تنزيه نمايند از صفات نقص و امكان و از كثرت و تغير و مثل و مانند و شبيه و ضد و ند و مكانى در وجود و همه اين صفات مبنى بر تقديس و تنزيه از نقص است و نيز مستلزم تصور و احاطه ذهنى نخواهد بود .
فعل صادر از مقام كبريائى در عوالم امكانى خلق و آفرينش است و آن نيز بر اساس علم بصلاح است كه از شئون علم فعلى و قدرت ذاتى است كه عين ذات كبريائى خواهد بود و تغيرى در ذات نخواهد بود .
و ديگر قول و كلمه كن ايجادى كه ناشى از ذات كبريائى است بدون وساطت واسطهاى و قول و ايجاد بطور حتم است و قابل تراخى و تعويق نخواهد بود
( ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ
لا تَبْدِيلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ ) .
زيرا اراده قاهره است نفى فاعل غير متناهى در قوه و فعل و اتحاد است و مورد ممكن نيز قابل غير متناهى در قبول و پذيرش است و ساحت كبريائى منشأ خيرات دائم و فيوضات نامتناهى است و مورد ممكن نيز نيروى قبول و پذيرش است و آنچه را كه اراده فرمايد كه بيافريند اراده و ظهور آن همان تحقق كن ايجاد است كه جز امكان پاسخ ندارد و ممكن جز پذيرش يعنى اقتضائى در برابر قهر كبريائى ندارد .
نتيجه آنست كه مبدء وجود و هستى موجودات امكانى ذات كبريائى است و نيز ظهور كلمه كن ايجادى يعنى ظهور اراده و تحقق خارجى آن و هيچ واسطهاى در ميان نخواهد بود و كلمه كن ايجادى نيز در آن شائبه قصور و تاخير نخواهد بلكه قضاء حتم و عين تحقق است بر اين اساس همه موجودات خارجى كه بهرهاى از هستى دارند ظهور علم فعلى و قدرت لا يزالى هستند .
و كثرت بىنهايت موجودات جهان طبع سبب كثرت در ذات كبريائى و يا كثرت صفات كبريائى نخواهد بود زيرا فيض وجود صادر از ذات كبريائى هرگز