حقيقى مجهول خواهد بود .
جميع صفات كماليه راجع بذات كبريائى است و لازم وجود واجب است و موصوف بصفت ذات و وجوب ذاتى است و احد و فرد است و تقدم بر همه موجودات امكانى دارد .
بالاخره واجب الوجود بجميع جهات ذات و صفات و فعل و اثر واجب خواهد بود و هر يك از صفات كبريائى او عين صفات ديگر اوست .
الفرد : نيز مبنى بر تأكيد است كه وحدت حقيقى و وحدانيت ذاتى اختصاص ساحت كبريائى دارد و بحقيقت در همه شئون و آثار متفرد و يكتا و بىهمتا مىباشد و در جميع صفات و شئون تفرد دارد و بىمانند و جامع همه كمالات و خيرات است و در موجودات چنانچه كمالى باشد بموهبت آفريدگار خواهد بود .
معلومات و مقدورات زمانى مرتبه نازل از علم فعلى كبريائى است كه بر اساس تدريج و تغيير و تحول است به لحاظ زمان جنبه تدريج در آنها صورت مىپذيرد ولى بقياس ساحت كبريائى كه از ازل بسرتاسر موجودات تدريجى زمانى احاطه شهودى و علمى فعلى داشته تدريج و جزئيت و تغيير مفهوم ندارد از نظر اينكه مجموع زمان و زمانيات بطور جمعى و بدون سابق و لاحق و بدون حركت و تدريج در پيشگاه كبريائى نقطهاى ثابت و حاضر است در اين صورت علم و احاطه به همه آنها و به مجموع زمانيات بوجود جمعى و نورى از سنخ علم فعلى آفريدگار و مورد شهود پيشگاه كبريائى است يعنى بطور كلى علم فعلى و نورى بر سرتاسر موجودات زمانى احاطه شهودى دارد و چيزى كه بهرهاى از وجود دارد از احاطه او پنهان نخواهد بود و همه مخلوق و مظهر علم فعلى اويند .
بر اين اساس ساحت كبريائى از ازل بر مجموع نظام موجودات و زمانيات علم فعلى و احاطه شهودى داشته بطور جمعى و وجود نورى كه موطن كبريائى اقتضاء دارد .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 252
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٥٢