نعمتهاى بىشمار معنوى و باطنى و روانى و مادى كه هر يك نيز زياده بر احصاء و تصور هستند با توجه باينكه بطور حصر هيچ حول و قوه و نيرواى چه معنوى و يا ظاهرى نيست جز اينكه مستند بقدرت قاهره كبريائى است .
و در برابر عظمت و قهر او هيچ موجود و آفريدهاى كوچكترين تاثيرى نخواهد داشت بالاخره موجود و آفريدهاى كه وجود او عاريتى است چگونه اقتضائى ندارد جز آنچه را كه وهاب على الاطلاق به آن موهبت فرموده و بطور عاريت به آن پوشانيده است .
همچنين هيچ يك از اهل ايمان اقتضاء بذل نعمت و اجر تا چه رسد باستحقاق نعمت از ساحت كبريائى ندارند جز آنچه را كه او مقرر فرموده و زمينه استحقاق را آماده نموده و غير قابل تخلف خواهد بود .
بديهى است مرتبه حمد و سپاسگزارى بعد از تهليل و تسبيح است بلكه حمد است و حامد مقام او بالاتر و ارجدارتر از موحد و مسبح است زيرا حمد نتيجه توحيد و تسبيح است بلكه حمد حقيقى ساحت كبريائى آنست كه بطور شهود تصديق نمايد كه منعم حقيقى نيست جز ساحت كبريائى او و براى ساحت او و كبريائى او شكر نمايد و بتبع براى نعمتها كه دسترس او نهاده است بالاخره نتيجه توحيد افعالى آنست كه مؤثرى در وجود جز ساحت كبريائى نخواهد برد .
قوله ( ع ) : و نعوذ به من سيئات اعمالنا و نستغفره للذنوب التى سبقت منا :
با اينكه گوينده معصوم و امام مفترض الطاعه است چگونه اظهار معصيت و گناه مىنمايد و از آنها عذر خواهى مىنمايد و در ادعيه وارده از معصومين و ائمه اوصياء عليهم السلام طلب مغفرت از گناهان و لغزشها نمودهاند و از رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم از طريق عامة و خاصة رسيده است كه ميفرمود هر شبانه روز هفتاد مرتبه استغفار مىنمايد و گفته شده كه از نظر تعليم و تربيت دانشجويان مكتب قرآن است .
و آنچه به نظر ميرسد آنست كه رسولان و اوصياء عليهم السلام نظر باينكه با نيروى
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٢٧