قوله عليه السلام : و لا يتعاوره زيادة و لا نقصان :
هرگز بر ساحت كبريائى عوارض از قبيل مزيت و زياده و نقصان و يا تغيير رخ نخواهد داد زيرا چگونگى از عوارض جسم و ماده و حركت است و او منزه از نقص و امكان است .
قوله عليه السلام : و لا يوصف بائن :
هرگز صفت تحيز و تمكن در مكان بر ساحت او عارض نخواهد شد زيرا از لوازم جسم و ماده است و او خالق اماكن است در همه اماكن احاطه حقيقيه دارد و مكانى از حيطه قدرت و قيمومت او خارج نخواهد بود .
قوله عليه السلام : و لا بم و لا مكان :
همچنين مورد سؤال از ماهيت او نمىشود كه حقيقت او چيست زيرا او منزه از ماهيت و حد نقص است بلكه او خالق همه موجودات و ماهيات است وجود ساحت او وجود حقيقى بسيط و حد او لاحدى است و لا مكان همچنين مورد سؤال از مكان او قرار نمىگيرد زيرا او منزه از محدوديت جسم و ماده است كه متحيز در مكان مخصوص باشد بلكه او خالق اماكن است و در حيطه قدرت و قيموميت او است .
قوله عليه السلام : الذى بطن من خفيات الامور و ظهر في العقول بما يرى في خلقه من علامات التدبير :
از نظر وضوح وجود ساحت كبريائى هرگز عقول بشر نيز توان و قدرت فهم و احاطه بر او نخواهد داشت بلكه وجود او اظهر از هر ظاهر است ولى قابل توصيف نيست جز بآثار و علائم و مخلوقات او كه عوالم امكانى را فرا گرفته است و شاهد بر حسن تدبير او است كه اين نظام بىپايان و پهناور را از كرات
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٠٨