پروردگارى بر خلاف حكمت و كرامت و رحمت خواهد بود .
هر پاسخ مثبت كه بخواستههاى موجودات دهد ظهورى و شأنى جديد از موهبت وجود و گسترش نعمت هستى است كه سابقه نداشته است و هر يك از پديدههاى عالم طبع ايجاد موجود متحرك و جديد است ، غير شئون سابق و پاسخ بخواستههاى گذشته است بر اين اساس هر لحظه ساحت كبريائى در اثر گسترش نعمت وجود اطلاقى موجودات را به حركت در مىآورد و بسوى غرض و هدف سوق مىدهد و هر موجود ظهورى از آثار و شأنى خواهد بود .
كثرت شئون ساحت كبريائى به لحاظ كثرت موارد و نيازهاى بىشمار موجودات است و گر نه شأن فاعليت و افاضه كبريائى شأن و ظهور واحد و قائم بذات است و از جمله مظاهر فعل و مؤكد توحيد افعالى است و از او يك فعل صادر مىشود مانند اينكه خورشيد كه فعل و شأن واحدى است و كثرت و انبساط آن به لحاظ گسترش محل است و كثرت به لحاظ خواستههاى و انبساط وجود اطلاقى بموجودات سرتاسر جهان است كه با هر موجود رابطهاى برقرار مىنمايد .
قوله عليه السلام : الذى لم يلد فيكون في العز مشاركا و لم يولد فيكون موروثا هالكا .
از جمله صفت ساحت كبريائى آنست كه فرزندى را برنگزيده و انتخاب ننموده تا اينكه در عزت شريك و همدوش او گردد زيرا تولد عبارت است از پديد آوردن فرزندى است كه در نوع و جنس مانند والد باشد و بر حسب طبع توالد و تناسل فرزند شريك و مانند والد خواهد بود در وجود و مرتبه كمال و ساحت كبريائى واجب الوجود و منزه از ماهيت و حد و نقص وجودى است و هرگز موجودى هم شأن و واجب الوجود كه در رتبه كمال مانند او نخواهد .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 205
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٠٥