و در اثر حد وجودى و سعه نيرواى كه در كمون هر موجودى نهاده تا بتواند با آن نيرو با كمك عوامل طبيعت بسوى كمال و غرضى كه از آن در نظر است رهبرى شود و در اثر اختلاف حد وجودى و اختلاف عناصر هر يك از انواع موجودات اختلاف در ثابت تأثير و آثار و انفعال آنها امتياز آنها از يك ديگر صورت مىگيرد .
بالاخره نظام وجود و هستى و همچنين نظام حركت و تحول جهان بر اساس صحيح و غير قابل تغيير استوار است و محصول اين نظام يك نواخت بطور ثابت و خلل ناپذير خواهد بود .
قوله عليه السلام : الحمد للَّه الذى لا يموت و لا ينقضى عجائبه لانه كل يوم هو في شأن من احداث بديع لم يكن :
حمد و سپاس آفريدگارى را سزا است كه حى بحيات ابد و ازل موصوف است و هرگز زوال و فناء بر او عارض نخواهد شد زيرا وجود حقيقى و بحت ذات قائم بذات خود در باره او فناء و زوال ممتنع است و خلف است و وجودى كه قائم به غير باشد عاريتى بوده و استناد به غير داشته باشد ناگزير زوال و فنا پذير خواهد بود زيرا وجود بلكه فناء لازم ذاتى آنست و توأم با عدم بوده و وجود آميخته بعدم هرگز از خود وجود نخواهد داشت .
از جمله صفات فعل و آثار ثبوت او عجايب خلقت است كه هر يك از آنان عقول بشر را در حيرت مىافكند و هر روز و ساعت در شأنى و ظهورى است از نظر اينكه موجودات جهان خواستههائى داشته و به همه آنها پاسخ مثبت ميدهد و قدرت و توان كبريائى او نامحدود است .
زيرا همچنان كه وجود او واجب است همچنين قدرت او نيز واجب است و هرگز عجز بر او عارض نخواهد شد چنانچه بفرض قدرت او محدود باشد پاسخ مثبت نمىتواند بطور اطلاق به محتاجان بدهد و نيازهاى آنان را بر آورد اين گونه
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 204
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٠٤