تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
و غرض روايت تأكيد در باره قدرت و مبدئيت ساحت كبريائى است كه آثار كبريائى اختصاص به زمانيات و متجددات در نظام طبع ندارد بلكه از ازل متصف بصفات كمال بوده و آثار او عوالم امكانى را فرا گرفته است . از نظر اينكه علم به فعل و آثار كبريائى از ازل صحنه امكان را گسترده است و فقط مسطوره‌اى از صفات كبريائى در اين صحنه نظام طبع ارائه ميدهد مجموع زمان و زمانيات است و متجددات در حيطه عالم ازل و وابسته به صفت ازليت كبريائى است كه همه صفات كمال راجع و از شئون ذات و همه موصوف بصفت ذات از وجوب ذاتى و صفت احديت و فردانيت و تقدم ذاتى بر همه عوالم امكانى مىباشد و از نظر تقدم ذاتى از ازل متصف بصفات ربوبيت و خالقيت و احاطه بعوالم و موجودات بوده است و نظام طبع با تأخر ذاتى رابطه آن با مقام كبريائى پيوسته محفوظ است و لحظه‌اى از فيض وجود بىبهره نخواهد بود . قوله عليه السلام : و فوق ما يصفه الواصفون : از نظر اينكه عقول بشر اكتسابى است قاصر از ادراك كمالات و كنه صفات كبريائى خواهد بود زيرا عقول محدود و متناهى و اكتسابى بشر محال است بر كنه كمالات نامتناهى و صفات كبريائى راه يابد و آنچه را كه ادراك نموده و يا توصيف نمايد مخلوق و آفريده و انديشه فكر اوست ساحت كبريائى خالق و آفريدگار واصف و وصف و انديشه و خاطرات و فكر او است و تعبير بواصفون نيز شاهد بر فكر و قصور توصيف‌كنندگان است ولى مقام وصايت امير مؤمنان عليه السّلام كه ميفرمود : ( كذلك اصف ربى ) توصيف و تعريف آنچه به او از تعليمات ربوبى و مقام رسالت است كه باز گو فرموده است . و گفته شده مراد از مدح ذكر صفات سلبى و تنزيهات از ساحت كبريائيست همچنان كه از امام باقر عليه السّلام روايت رسيده كه مىفرموده : ( كل ما ميزتموه باوهامكم في ادق معانيه فهو مخلوق مثلكم مردود عليكم ) مبنى بر اينكه آنچه از