فموت الفتى خير له من قيامه * بدار هوان بين شرّ و حاسد
و اين ابيات نيز مطلوب ادلّ بودّ خصوصا صحبت ماجدى كه صريح در مطلوب بود .
پس به شيراز رفت و علوم شرعيه را از سيدماجد اخذ كرد و علوم عقليه را از ملّاصدرا اخذ نمود . و سيّد نيز دختر ملّاصدرا را تزويج نمود . و از سيدماجد اجازه دارد از شيخ بهايى و ميرداماد و ملّامحسن از شيخ بهايى بلاواسطه اجازه دارد . و همچنين اجازه دارد از ملاصدرا و ملّاصدرا اجازه دارد از شيخ بهايى و ميرداماد . و ملّامحسن از مشايخ اجازهء علامه مجلسى آخوند ملّامحمّدباقر است . و سيدنعمتاللَّه جزايرى موسوى گفته كه : من چون وارد شيراز شدم ، به خدمت پسر ملّاصدرا ، ميرزا ابراهيم رسيدم و در خدمت او ، حكمت و كلام ديدم و حاشيهء او را بر حاشيهء شمسالدين خفرى بر شرح جديد تجريد درس خواندم ، و او جامع علوم عقليه و نقليه بود و اعتقادش در اصول دين ، بهتر از اعتقاد پدرش بود . هميشه در مقام مدح خود مىگفت كه : اعتقاد من ، مثل اعتقاد عوام است .
و اسمش ميرزا ابراهيم بود . تا اينجا كلام سيدنعمتاللَّه بود . و ميرزاابراهيم را حاشيه است بر اول شرح لمعه تا كتاب زكات و ملّامحسن را تأليفات ديگر است ؛ مانند كلمات مكنونه و كتاب مقتل ابوبكر و عمر و عثمان و كتاب مفاتيح در فقه از طهارت تا ديات و بر او شروح نوشتهاند ؛ مانند شرح آقاباقر بهبهانى و شرح بحرالعلوم آقا سيدمهدى طباطبايى و شرح برادرزادهء ملّامحسن ، ملّامحمّدهادى . و اين فقيه مؤلّف كتاب را نيز برآن حواشى غير مدوّنه است . و از جمله تأليفات اوست كتاب عوامل ملّامحسن در علم نحو و اين كتاب در ميان طلاب داير است كه به آن تدريس مىكنند . و ملّامحسن بن محمّدطاهر قزوينى كه مؤلّف كتاب زينة المسالك است ، در شرح الفيهء ابن مالك در چهار مجلّد شرحى بر عوامل سماعيهء عوامل ملّامحسن نوشته . اين فقير ، شواهد اشعار عوامل ملّامحسن را به فارسى نوشتهام . و همچنين شرح فارسى بر فقرات ثماناً بعد ما جوّزت الاثنين با تركيب آنها به فارسى نوشتهام . و همچنين شرح فارسى بر عوامل ملّامحسن در مدّت نه روز نوشتهام . و ملّا محسن از شيخ محمّد ، پسر صاحب معالم اجازه دارد .
و سيدنعمتاللَّه در كتاب زهر الربيع نوشته كه : واقع شد در زمان بعضى از اكاسره از