محيىالدين عربى اعتقاد داشته مثل وحدت وجود و نحو آن . و از تلامذهء ملّاصدراست و دختر او را به نكاح درآورد . و ملّا صدرا او را به فيض لقب داده و ملّاعبدالرزاق صاحب شوارق را به فيّاض لقب گذاشته و چون ملّا محسن ، مسلّم زمان بود ، لهذا قواعد صوفيه در آن اعصار در نهايت اشتهار گرديده ، تا اين كه آخوند ملّامحمّدباقر مجلسى به عرصه آمد و اطفاى نايرهء آن جماعت نمود و شيخ احمد احسايى او را مسىء نام نهاده و بسيار مىگويد : قال المسىء القاسانى طبعا للامام مميت الدين العربى . مجملا كسى كه محيى الدين را خوب بداند و به عقايد او معتقد شود البته فقها را خواهد كافر دانست . و ملّا محسن فى الحقيقة ، فاضل و جامع و محقّق و مدقّق و ماهر است . و كتاب مفاتيح او اگر چه مختصر از مسالك است و از مدارك امّا خوب ترتيب داده و غالبا مسائل را به نحو كليت عنوان كرده است . و تأليفات او بسيار است ، بلكه از آن عصر تا به حال ، اغلب از اعصار سابقه ، كسى تأليفش به قدر تأليف ملّامحسن نيست و بيشتر از تأليف او ، كسى تأليف و تصنيف نداشته ، مگر آخوند ملّامحمّدباقر مجلسى ، رضى اللَّه عنه . در كتاب روضة البهية تأليف آقا سيدمحمّد شفيع بروجردى نوشته است : شنيدم از استاد عالم عامل كامل خودم حاج ملّااحمد نراقى ، كه او از پدرش آخوند ملّامهدى نراقى نقل نموده كه من ملامحسن فيض را در خواب ديدم كه مىگفت : آنچه گويند مردمان در حقّ من ، پس از آن برى مىباشم از عقايد فاسدهء باطله و اعتقاد من آن چيزى است [ كه ] در آخر عمر نوشتهام . و آن رساله را ملّامحسن اسمش را براى من گفت . پس از خواب بيدار شدم و در آن رساله نظر كردم ؛ پس ديدم اعتقادات او مطابق و موافق به اعتقادات حقّهء حقيقهء عدليه .
الحاصل چون ملّامحسن را نديدهايم و سخن از او نشنيدن و از قراين هم علم به مذهبش حاصل نمىشود ، - ان شاء اللَّه تعالى - اين رؤياى صادقه است .
[ تأليفات ملّامحسن فيض ] و ملّا محسن را قريب به دويست تأليف است و رسالهاى ملامحسن در فهرست تأليفات خود نوشته و ملخّص آن ، اين است : اوّل كتاب صافى در تفسير قرآن ، دو مجلّد است قريب به هفتاد هزار بيت است و فارغ شد از تأليف آن ، در سال 1075 . دوم كتاب تفسير اصفى كه منتخب از تفسير صافى است و اين بيست و يك
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 82
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٨٢