( 62 ) - مثنوى ، دفتر اوّل ، بيت 300 .
( 63 ) - المحجّة البيضاء ، ج 1 ، كتاب العلم ، ص 56 .
( 64 ) - المحجّة البيضاء ، ج 4 ، كتاب العلم ، صص 59 - 60 .
( 65 ) - احياء علوم الدين ، ج 1 ، كتاب العلم ، باب دوم .
( 66 ) - غفلت آلود ديدن زندگى تودهء مردم ( الا نادرى از هشياران ) از انديشههاى دراز دامن و روشنفكرانهء غزالى است كه بر كثيرى از تحليلهاى انسانشناختى و سياسى و جامعهشناسى وى در احياء علوم الدين سايه سنگين افكنده است . نگاه نخبهگرايانه و ترّحمآلود و برترنشينانه در معيشت مادى و حيات روحى مردم كردن ، و آنان را به حال خود وانهادن و معذور ديدن ، و سر خود گرفتن ، و در انديشهء خود بودن ، و هوس تغيير جهان را از سر به در كردن و سامان دادن امور معيشتى و حكومتى را از ديگران خواستن و غم آشفتگى احوال جهانيان را نخوردن و دنيا را لبريز از دنياپرستان حكومت دوست ديدن و زيركانه و زيرچشمانه به سرگينكشى و هيزم افروزى ديگران براى حمام نگريستن و خود در حمام به شستشو پرداختن از پيامدهاى آن نگرش پر قوّت كلامى و جامعهشناسى غزالى است . مولوى نيز اين درس را به خوبى از غزالى آموخته است كه مىگويد :
استن اين عالم اى جان غفلت است * هوشيارى اين جهان را آفت است
هوشيارى زان جهان است و چو آن * غالب آيد ، پست گردد اين جهان
زان جهان اندك ترشّح مىرسد * تا نغرّد در جهان حرص و حسد
گر ترشّح بيشتر گردد ز غيب * نى هنر ماند در اين عالم نه عيب
( مثنوى ، دفتر اوّل ، ابيات 2066 - 2070 )