روى آنها قضاوت نمود . زيرا شاعران بطور تمام وقت در اختيار شعر بودهاند ، و اينان درست به عكس !
با اين وصف ، فيض بيش از بسيارى شعرا شعر گفته است ! مانند ديگر كارهايش كه از فهرست تأليفاتش پيداست . مثنوى سلسبيل و تسنيم ، ديوان غزليات ؛ ديوان قصائد و مراثى و قطعات ، شوقالجمال ، شوقالمهدى ، شوقالعشق ! و غيره . اشعار او را در ديوان شوق المهدى ملاحظه كنيد كه بسيار با حال و روان و بىتكلف سروده است .
فيض در شعر بيشتر تحت تأثير جلال الدين محمّد بلخى در ديوان شمس ، و شمس الدين محمّد حافظ قرار داشته است . چون هر دو مانند خودش در سطح عالى علوم عقلى و شرعى قرار داشتهاند ، و قبل از اين كه شاعر باشند دانشمند و تحصيل كرده بودهاند . بطورى كه در ميان انبوه شاعران طراز اول پارسى گوى امثال فردوسى ، نظامى ، عطار ، سنائى ، خاقانى ، انورى ، اميرمعزى ، عسجدى ، عنصرى ، سعدى و ديگران ، تنها مولانا و خواجه چنين بودهاند ، و پس از اين دو « جامى » را بايد نام برد .
به همين جهت نيز فيض كسر شأن خود نمىديد كه قسمتى از اوقاتش را صرف مطالعه افكار علمى و فلسفى و عرفانى و اسلامى اين دو تن كند . به علاوهء جذبه و شورى كه در شعر اين دو هست و در شعر ديگران نيست ! و فيض نيز شخصاً اهل جذبه و حال بوده است !
چنان كه در فهرست تأليفات فيض خوانديم ، يكى از آثار او « منتخب مثنوى » جلال الدين و ديگر « منتخب غزليات » او در ديوان شمس است ! فكر كنيد همين كار چقدر وقت او را گرفته است !
فيض تابستانها كه شهر كاشان بسيار گرم بوده ، به نقطه ييلاقى و خوش آب و هوا و خوش منظره نزديك شهر مىرفته است ! اين نقطه معروف به « قمصر » است .
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 40
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٤٠