بسماللَّه الرّحمن الرّحيم
امّا بعد ، از تفسير آيهء كريمهء « عرض امانت » 13 سؤال كرده بودند ؛ جواب آن موقوف است بر تمهيد مقدّمهاى چند :
بايد دانست كه چون غرض از آفرينش معرفتى است خاص كه عارف را به حق برساند . و آن معرفت مطلوبه حاصل نمىشود مگر به عبادتى خاص ، كه صاحبش را به آن معرفت بكشاند . و آن عبادت خاص ، عبارت است از تكليفى خاص كه موجب آن معرفت تواند شد . و آن تكليف خاص عبارت است از تطوّر در اطوار وجود و انتقال از اخسّ به اشرف ؛ اعنى انتقال از جماديّت به نبات به تحمّل نموّ ، و از نبات به حيوان به اتّصاف به احساس ، و از حيوان به انسان به ايمان كامل و تهذيب اخلاق و اعمال صالحه ، و از انسان به عقل مستفاد به تحصيل معرفت مطلوبه ، و از آن به وصول و فناى فىاللَّه كه مقصود بالذّات است از اين تكليف . و بعضى چون به اين مقام رسند خلافت و نيابت حق - سبحانه - و امامت و ولايت خلق به ايشان مفوَّض گردد تا تكميل ديگران كنند . و اين تكليف ثانى ؛ اعنى تكليف خلافت و امامت ، مخصوص است به انبياى مرسل و اوصياى ايشان - سلاماللَّه عليهم . و فىالحقيقه ايشان را نيز يك تكليف است ؛ ليكن 14 نهايتش بعد از نهايتِ تكليف ديگران است . و اين انتقال و امتثال كه مذكور شد تا مرتبهء حيوانيّت ، جبلّى و ايجادى است كه بىواسطهء انبياء به فعل مىآيد و احتمال عصيان ندارد و از همهء مكلَّفين به فعل مىآيد . و از حيوانيّت به ما فوق آن ، شرعى و ايجابى است كه به واسطهء انبياست و عصيان در آن مىگنجد و از هزار هزار مكلّف ، يكى يا دو آن را به انجام تواند رسانيد . و قابليّت امتثال اين تكليف منحصر است در نوع انسان ، و او ممتاز است به اين قابليّت از ساير موجودات .
و چون اين مقدّمات تمهيد يافت ، گوييم : امانت در آيه ، عبارت است از تكليف .
و وجه تسميه ، آن است كه چون امتثال اين تكليف به اتمام آيد ، تكليف ساقط گردد
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 381
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٣٨١