و باز در ديوان مىگويد :
بيا بيا ز سخنهاى فيض ، فيض ببر * كه هر چه گفت و نوشت او ز كردگار گرفت
ز پيش خويش نگويد ، حديث بنويسد * كه در طريق ادب راه هشت و چار گرفت
جالب است كه اين سخنان حكيمى است كه عمرى را در راه كسب فلسفه يونان و تصوّف و عرفان طى كرده ، و دورهء كامل علوم عقلى را ديده است ، تا اين كه به گفته خودش سرانجام به سرچشمهء دانش واقعى يعنى احاديث نبوى و سخنهاى اميرالمؤمنين و گفتار ائمّهءمعصومين رسيده ، و از آن منبع پر فيضالهى سيراب گشته است .
علّت گرايش اين دانشمند فارغ التحصيل علوم عقلى به احاديث و اخبار دينى ، يكى اين بوده كه در آن روزگار ، رواج بازار فلسفه و تصوف و عرفان ، متاع احاديث دينى و علوم شرعى را در تمام حوزههاى علمى از رونق انداخته و كساد كرده بود .
طلاب و اهل فضل به تحصيل فلسفه و عرفان فخر مىفروختند و تعصب نشان مىدادند ، و در همان حال حديث و اخبار را تحقير مىكردند و نسبت به آن رغبت چندانى نشان نمىدادند .
ديگر اينكه ظهور يك دانشمند محدّث بزرگ ايرانى بنام « محمّد امين استرآبادى » كه در مكّه و مدينه مىزيست با تأليف كتاب « فوائد مدنيه » ضربت كوبندهاى به علوم بيگانه زد و پايههاى حديث و علوم دينى را از نو محكم ساخت .
فيض چنان كه خود در پايان كتاب « الحق المبين » مىگويد در مكه معظمه دانشمند نامبرده را ديده و طريقه او را پسنديده است .
توجّه خاص او به علوم شرعى : فيض خود در رساله « انصاف » كه در اواخر عمر به فارسى نگاشته است ، از بعضى موضوعات كه در كتب او وجود داشته ، و همان