دامادى او نائل گرديد .
گذشته از اين دو بزرگوار « فيض » در خدمت نابغه نامى شيخ بهاءالدين عاملى ( شيخ بهائى ) ، ملّا خليل قزوينى ، شيخ محمّد عاملى فرزند صاحب « معالم » و نوهء شهيد دوم ، و ملّاصالح مازندرانى كه همه از اعاظم فقها و دانشمندان شيعه بودند شرايط شاگردى به عمل آورد ، و از آنان به دريافت اجازات علمى افتخار يافت .
فيض در سايهء هوش سرشار و نبوغ زايدالوصف و استعداد خدادادش در علوم و فنون عقلى و نقلى ، و اصول و مبانى شرعى به مقام عالى رسيد ، و در همه آنها مهارت كامل بهم رسانيد . سپس به وطن خويش « كاشان » مراجعت نمود ، و به درس و بحث و تأليف و تصنيف علوم و فنونى كه اندوخته بود ، يعنى فلسفه و كلام و حديث و تفسير و شعر و ادب اشتغال ورزيد .
به گفته دانشمند گرانمايه سيد محمّد باقر خونسارى در كتاب پرارزش « روضات الجنات » فيض در مراتب معرفت و اخلاق و تطبيق ظواهر به بواطن ، با ذوق و سليقه خود ، مانند « غزالى » بوده ، و بسيارى از تصنيفات خود را به روش او نوشته است » .
تمايل فيض به علم حديث : بايد دانست كه فيض نخست تحت تأثير افكار فلسفى و عرفانى و علوم عقلى قرار داشته و انديشههاى فلسفى و عرفانى را كم و بيش در برخى از آثار خود آورده بود ، ولى سرانجام به فقه و حديث بر اساس مسلك اخبارى دل بست ، و به گفته خودش وقت و فكر خود را در خدمت حديث اهل بيت وقف نمود . در « شوق مهدى » مىگويد :
فيض اگر آب حيات ابدى ، مىطلبى * منبعش پيروى سنت اهل البيت است
مشكل خود به احاديث نبى كردم عرض * كه به آن گفته خدا هر گرهى وا مىكرد
ديدم آنجا ز علوم نبوى شهر بود * بر درش بود امامى كه سلونا مىكرد