3 تقليد كردن از مجتهد ميّت
در بحث قبل كمى در اين باره ، سخن رفت و اينك دنبالهء آن :
فيض در مفاتيح الشرايع در باب امر به معروف و حسبه گويد : « 1 »
بيشتر مجتهدين كه به رأى خود اخذ و عمل مىكنند ، تقليد از مجتهد ميّت را جايز نمىدانندو اين فتوا به قدرى شهرت دارد كه نزديك است به اجماع آنان برسد . چه اين رأى حق باشد و چه باطل ، اگر آراء آنان بر حق باشد چرا پس از مرگ آنان بايد بىاعتبار گردد ؟ !
و اينكه ( قائل به تفصيل شده ) گفتهاند : آراء ما مجتهدين پس از مرگ اعتبارى ندارد و در زمان حيات ما معتبر است زور گويى است . . . مراد اين است كه اگر معتبر است بايد در حيات آنان و پس از مرگ و خلاصه در همه وقت معتبر باشد و اگر معتبر نيست بايد هيچ وقت معتبر نباشد ، و تفصيل در مورد آن ، قابل قبول نيست .
در مقدّمهء مفاتيح الشرايع در زمينهء تقليد از مجتهد ميّت چنين گويد : كسانى كه هِر را از بِر نمىشناسند و به جاى آنكه به حكم ادخلوا البيوت من ابوابها يعنى از راه در ، به خانه در آئيد ، از پشت ديوار وارد شدهاند . بى آنكه شناختى از احكام دينى داشته باشند . بلكه فقط بر پايهء حدس و تخمين يا دنبالهروى از آراء گذشتگان با وجود اختلاف شديدى كه در آن آراء وجود دارد به حكم شرعى فتوا مىدهند ، با آنكه
هامش
( 1 ) مفاتيح الشرايع نشر مجمع الذخائر الاسلاميّه ، قم ، ج 2 ، ص 52 .