تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آراء فقهى ملامحسن فيض كاشانى ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
مىشوند ، هنگامى كه براى ميّت دخترانى وجود نداشته باشد ، و ورّاثى غير آنان نباشد ، همچنين دختران پسر ، قائم مقام پسر مىشوند ، در صورتى كه ميّت پسر نداشته باشد و وارثى جز آنان نباشد . سپس فيض نظر سيّد مرتضى را بدين گونه ذكر مىنمايد : سيّد مرتضى و گروهى از فقها با نظر مشهور مخالف هستند ، فرزندان فرزندان را به منزلهء فرزندان ، به حساب مىآورند ، و سهم الارث را بين آنان ، بر اساس :
لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ ،
قسمت مىكنند ، و انتساب به ميّت را معتبر نمىشناسند . حتّى اگر مثلًا ميّت ، پسر دختر و دختر پسر به جاى گذاشته باشد براى پسر دختر دو ثلث است ، و براى دختر پسر يك ثلث و اين بدان علّت است كه سيّد مرتضى مىگويد فرزندان فرزندان ، در حقيقت ، يا مجاز راجح ، فرزند ميّت محسوب مىشوند ، پس مشمول آيهء :
يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ
قرار مىگيرند . و چگونه چنين نباشد در حالى كه آنان ميراث را با همين تسميه استحقاق پيدا كرده‌اند ؟ و لفظ اولاد و مترادف‌هاى آن از قبيل بنين و بنات و غيره ، هم در عرف مردم ، و هم در اكثر موارد قرآن ، شامل اولاد اولاد نيز شده است ، چنان كه در حجب ابوين و زوجين بدون خلاف به آن عمل شده ، و در آيهء محرمات و آيهء احتجاب نيز بدين گونه اراده شده است . سپس فيض به دنبال نظر سيّد ، و اين گروه از فقها ، چنين اظهار نظر مىكند : نظر سيّد مرتضى خالى از قوّت نيست ، با آنكه مستند مشهور ، در مطلوب آنان صراحتى ندارد . زيرا محتمل است مراد از اينكه گفته شده ، دختران دختر ، قائم مقام دختر ، و دختران پسر قائم مقام پسر مىشوند ، اين باشد كه در اصل ارث بردن قائم مقام آنها مىشوند نه در اندازهء حصه و نصيب آنان .