اعتقادات ناپسندى دارند ، كه لايق شأن خدا نيست ، گوئيم : در فرقههاى مسلمين نيز كسانى هستند ، كه امور زشت و ناپسندى را به خدا نسبت مىدهند ، كه كمتر نيست از آنچه آنان نسبت مىدهند ، با آنكه براى آيه وجوه و محملهاى ديگرى نيز هست .
به اين روايت از كتاب وافى توجّه كنيد : زراره از حمران نقل مىكند كه گويد :
ما شنيديم كه حضرت ابو جعفر عليه السلام دربارهء ذبيحهء ناصبى ، و يهودى و نصرانى فرمود : از ذبيحهء آنان نخور ، مگر آنكه بشنوى نام خدا را بر آن مىبرند . آيا قول خداى را نشنيدهاى كه فرمود :
لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ ؟
راوى گويد : گفتم : مجوسى ( زردشتى ) چطور ؟ فرمود : آرى هرگاه از او شنيدى كه نام خدا را مىبرد ( يعنى به هنگام ذبح كردن ، از آن بخور ) و بار ديگر امام به قول خدا استناد فرمود و گفت : آيا شنيدى قول خدا را كه فرمود :
لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ
« 1 » .
سپس فيض در مفاتيح الشرايع چنين ادامه مىدهد :
در چند روايت ، بعد از آنكه ( امام ) ذبيحهء يهود و نصارى و مجوسى را حلال دانسته ، راوى از امام عليه السلام پرسيده است : اگر چه نام مسيح را بر ذبيحه ببرند ؟
امام فرموده است : اگر چه اين نام را بگويند ، زيرا با آن نام ، خداى تعالى را اراده مىكنند . « 2 »
آنگاه فيض دربارهء رواياتى كه بر تحريم ذبيحهء اهل كتاب استناد شده است ، در مفاتيح الشرايع گويد :
آنچه از آن روايات ، صحيح است دلالت بر تحريم ندارد ، و روايات ناصحيح ، بر فرض كه دلالت آنها را بر حرمت ، قبول داشته باشيم معتبر نيستند ، با آنكه در بعضى از آن روايات آمده است كه از ذبيحهء نصاراى عرب نخوريد ، و حكم مخصوص شده است به نصاراى عرب ، و اگر تحريم ، عموميّت داشته باشد ، اين تخصيص چه فايده دارد ؟ و سرّ اينكه
هامش
( 1 ) الوافى ، جلد سوّم جزو يازدهم ، باب ذبائح اهل كتاب ، ص 38 .
( 2 ) - وسائل الشيعه : ج 16 ، ص 89 .