سنگ بَدَخشان « 1 » را چون رنگ و طراوت داد « 2 » ، و در لعاب زنبور « 3 » چگونه شفا و حلاوت نهاد ؛
« يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً
« 4 »
لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ »
« 5 »
.
نظر كن كه مگسى را چون وحى كرد كه چنان خانههاى مُسدَّس « 6 » بسازد بىزياده و كم ، و رئيسش را چگونه بر آن داشت كه به تدبير مملكت پردازد با آن رأى متقن محكم كه
« فَاسْلُكِي
« 7 »
سُبُلَ رَبِّكِ
ذُلُلًا »
« 8 »
.
از ميان سرگين « 9 » و خون چگونه شير صاف « 10 » پاكيزهء گوارا بيرون آورد و روزى بندگان ساخت با اصناف « 11 » خوردنىها كه از آن حاصل مىشود !
« وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعامِ لَعِبْرَةً نُسْقِيكُمْ مِمَّا فِي بُطُونِهِ مِنْ بَيْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ لَبَناً خالِصاً سائِغاً لِلشَّارِبِينَ »
« 12 » .
هامش
( 1 ) . نام ناحيهاى در تركستان افغان كه لعل آن معروف است ، به معنى لعل هم گفته شده .
( 2 ) . نسخهء « ث » و « م » : « داده » .
( 3 ) . لعاب زنبور : آب دهان ، عسل .
( 4 ) . در غير نسخهء « م » ، « لآيات » آمده است .
( 5 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « و بيرون مىآيد از شكمهاى زنبور عسل آشاميدنى كه رنگهاى آن مختلف است . در آن شفا است مردمان را . به درستى كه در اين امر آياتها و نشانههاست مر قومى راى كه فكر مىكنند » . نحل ، آيهء 69 .
( 6 ) . شش گوشه .
( 7 ) . در نسخهها « و اسلكي » آمده است .
( 8 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « وحى كرد حقتعالى زنبور عسل راى كه برويد به راههاى پروردگار خود به آسانى يعنى بسازيد خانهها و بريزيد در آنها شرابهاى شيرين » . نحل ، آيهء 69 .
( 9 ) . فضلهء چهارپايان از قبيل اسب و الاغ و استر .
( 10 ) . نسخهء « ق » و « خ » : « صافى » .
( 11 ) . انواع .
( 12 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « به درستى كه شما راست در چهارپايان عبرتى ؛ مىآشامانيم شما راى از آن چيزى كه در شكمهاى ايشان است ميان سرگين و خون كه گوارا است مر كسانى راى كه مىآشامند » . نحل ، آيهء 66 .