خضاب كند به حنا و وَسْمَه « 1 » و نحو آن . ادنى « 2 » ، زرد كردن است و اوسط سرخ كردن و اعلى سياه كردن .
هشتم ، آنچه در سرهاى انگشتان و زير ناخن مجتمع مىشود از وسخ . و تنظيف آن به شستن و بيرون آوردن و چيدن است .
نهم ، آنچه بر جميع بدن مىافتد از غبار و عرق . و تنظيف آن به حمام و دَلْك « 3 » و صابون و نحو آن توان . و توقيت « 4 » آن ، به عادت مختلف مىشود .
و بايد كه در حمام نيز بيست و پنج ادب رعايت كند ، و ما آن را در فصلى ياد مىكنيم . و مجموع اين بيست و پنج ، با آنچه ذكر كرديم از آداب تنظيف ، به هشتاد مىرسد تقريباً .
آداب حمّام
قصد مهيّا شدن براى عبادت و اندك چيزى خوردن قبل از آن - تا نَه با خلاى معده باشد و نه با ملأ « 5 » - و لُنگ بستن .
و دعا خواندن در نُه وقت : وقت جامه كندن و وقت داخل شدن هر يك از خانههاى سهگونه « 6 » و وقت بيرون آمدن و وقت پوشيدن
هامش
( 1 ) . برگ نيل يا رنگى شبيه به نيل كه زنان در آب خيس مىكنند و به ابروهاى خود مىكشند .
( 2 ) . حداقل . نسخهء « م » : « اولى » .
( 3 ) . دست ماليدن به بدن ، مالش دادن .
( 4 ) . براى انجام كارى تعيين وقت كردن .
( 5 ) . خلا و ملأ : خالى و پر بودن .
( 6 ) . آنچه از بررسى اخبار روشن مىشود اين است كه در روزگار قديم هر گرمابه از چهار قسمت تشكيل مىشده است . قسمت اوّل كه هوايش سرد و خشك بوده محلّ لخت شدن و رختكن حمام بوده ، قسمت دوّم كه سرد و مرطوب بوده در آن خزانهء آب سرد قرار داشته ، قسمت سوّم داراى هوايى گرم و مرطوب و جايگاه خزانهء آب گرم بوده ، و قسمت چهارم كه گرم و خشك بوده محلّ خشك كردن بدن و مالش دادن مشتريان بوده است ( نقل از : راه روشن ، ج 1 ، ص 503 ) .