* * *
الهى ز عصيان مرا پاك كن * در اعمال شايسته چالاك كن
چو آبى به سر ريزم از بهر غسل * دلم را چو اعضاى تن پاك كن
هجوم شياطين ز دل دور دار * قرين دلم خيل املاك « 1 » كن
شراب طهورى به كامم رسان * سرا پاى جان را طربناك كن
گنه شاد اگر سازدم العياذ * پشيمانيم بخش و غمناك كن
بگريان مرا در غم آخرت * از اين درد آهم بر افلاك كن
زخوفت به خون دلم ده وضو * چو آبم نماند مرا خاك كن
و قَلْبى فَفَرّغْهُ عَمَّا سِوَاكَ « 2 » * دهانم به ذِكْراكَ « 3 » مسواك كن
به عصيان سرا پاى آلودهام * سرا پا ز آلودگى پاك كن
چو پاكيزه گردد ز لوث گنه * دلم آينه صاف ادراك كن
دلم را بده عزم بر بندگى * نه چون بىغمانم هوسناك كن
هامش
( 1 ) . به فتح همزه : جمع مَلَك .
( 2 ) . پس قلب من را فارغ از غير خودت ساز .
( 3 ) . ياد خودت .