پس هر كه ترك كند آن را ، « فِي حَيَاتِي » ؛ در ايّام حيات من ، « أَوْ بَعْدَ مَوْتِي » ؛ يا بعد از موت من ، « وَ لَهُ إمَامٌ عَادِلٌ » ؛ و او را باشد پيشنمازى عادل ، « اسْتِخْفَافاً بِهَا » ؛ و اين ترك او از جهت سبك دانستن و سهل شمردن او باشد اين نماز را ، « أَوْ جُحُوداً لَهَا » ؛ يا از روى انكار باشد آن را ، « فَلَا جَمَعَ اللَّهُ شَمْلَهُ » ؛ پس جمع مگرداناد « 1 » خداى عز و جل پراكندگى او را ، « وَ لَابَارَكَاللَّهُ لَهُ فِيأَمْرِهِ » ؛ و بركت مدهاد خداى تعالى مر او را در كار او .
« أَلَا وَ لَاصَلَاةَ لَهُ » ؛ آگاه باشيد كه نمازى نيست مر او را ، « أَلَا وَ لَازَكَاةَ لَهُ » ؛ آگاه باشيد كه زكاتى نيست مر او را ، « أَلَا وَ لَاحَجَّ لَهُ » ؛ آگاه باشيد كه حجّى نيست او را ، « أَلَا وَ لَاصَوْمَ لَهُ » ؛ آگاه باشيد كه روزهاى نيست او را ، « أَلَا وَ لَابِرَّ لَهُ » ؛ آگاه باشيد كه نيكويى و طاعتى نيست او را ، « حَتَّى يَتُوبَ » « 2 » ؛ تا آن كه توبه كند . يعنى هيچ يك از عبادات و طاعات او ، به درجه قبول نمىرسد و هر چند بسيار كند تا آنكه توبه كند از ترك نماز جمعه و به او بگرود و به جاى آورد .
و نيز فرمود : « مَنْ تَرَكَ ثَلَاثَ جُمَعٍ » ؛ هر كه ترك كرد سه نماز جمعه را ، « مُتَعَمِّداً مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ » ؛ از روى عمد ، بى باعثى ضرورى ، « خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قَلْبِهِ » ؛ مهر كرد خداى تعالى بر دل او ، « بِخَاتَمِ النِّفَاقِ » « 3 » ؛ به آنكه دل او خالى باشد از ايمان و اظهار ايمان كند به زبان ، يعنى دل او بسته شد به حيثيّتى كه ايمان را در او راهى نماند .
و نيز فرمود : « لِيَنْتَهَنَّ أَقْوَامٌ » ؛ بايد كه باز ايستند البته قومى چند ، « عَنْ وَدْعِهِمُ الْجُمُعَاتِ » ؛ از واگذاشتن ايشان نمازهاى جمعه را ، « أَوْ لَيَخْتَمَنَّ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ » ؛ يا بايد كه مهر كند البته خداى تعالى بر دلهاى ايشان ،
هامش
( 1 ) . نسخهء « م » : « نگرداناد » .
( 2 ) . رسائل شهيد ثانى ، ج 1 ، ص 190 ؛ وسائلالشيعه ، ج 7 ، ص 302 ، ح 9409 .
( 3 ) . رسائل شهيد ثانى ، ج 1 ، ص 268 ؛ وسائلالشيعه ، ج 7 ، ص 302 ، ح 9407 .