تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشت در بهشت ( ده رساله از علامه فيض كاشانى ) ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
مقرّر فرموده - چنان كه در احاديث صحيحه وارد است - ، اين ركن در ميان فرقهء محقّهء اماميّه نزديك است كه مُندَرس « 1 » شود ؛ چرا كه اكثر منسوبان به علمِ اين طايفه ، از سعادت اين عبادت مُعرِضند « 2 » و محروم ، به سبب جهل به حقيقت آن يا به جهت اعتياد ترك آن - خَلَفاً عَن سَلَف « 3 » - به سبب تقيّه كه در ازمنهء سابقه ميان ايشان بوده و اقامت آن ميسّر نمىبوده يا به واسطه دشوارى متابعت اقران « 4 » يا از كاهلى و تن‌پرورى يا از مُنافَسَه « 5 » در سرورى يا به شومى نفاق و شقاق يا غير آن از رذايل اخلاق ، تا آن‌كه اعظم تشنيعات « 6 » مخالفين بر ايشان اين است و حق با مشنّعين است . و ما اگر چه قبل از اين ، رساله‌اى نوشته بوديم در بيان وجوب نماز جمعه و اطناب « 7 » در آن كرده - موسوم به « شهاب ثاقب » - ليكن چون آن به زبان تازى « 8 » بود و از مطالب ديگر خالى ، همه كس نمىفهميد و به همهء اين مهمّات نمىرسيد . ثانياً ، اين مختصر ، به لغت فارسى نوشته شد تا نفعش اعم و ثوابش اتمّ باشد ؛ تذكيرى است متفقّهه « 9 » را و تنبيهى است مترفهه « 10 » را . اعلام به نَهجى « 11 » است مهجورانى را كه از اين سعادت عُظمى و غنيمت كبرى بىخبر و غافلند ، و اتمام حجتى است دُورانى را
هامش
( 1 ) . كهنه ، فرسوده . ( 2 ) . آن‌كه روى بگرداند از كسى . ( 3 ) . آيندگان پس از گذشتگان . ( 4 ) . همانندان ، نزديكان ، جمع قِرن . ( 5 ) . بر سر چيزى با هم بخل ورزيدن و همچشمى كردن ، به رقابت يك‌ديگر بر چيزى رغبت كردن . ( 6 ) . بسيار بد گفتن از كسى ، زشت شمردن و عيوب كسى را آشكار كردن . ( 7 ) . طول دادن مطلب ، دراز كردن سخن . ( 8 ) . عربى . ( 9 ) . فقيه ، دانشمند . ( 10 ) . رفاه يافته ، راحت و آسوده . ( 11 ) . طريق ، راه .