هر كه خواهد گو بيا و هر چه خواهد گو بگو * كبر و ناز و حاجب و دربان در اين درگاه نيست
همه كس را در همه جا و همه « 1 » وقت به جناب او راه است و از ظواهر و بواطن همه ، در همه حالى آگاه است . سلطنت و پادشاهى ، او را مىسِزد و بس ؛ « تَعَالَى جَنَابُهُ وَ تَقَدَّس » .
و از غايت رأفت و نهايت كرم كه با بندگان دارد ايشان را در شبانه روزى پنج وقت به نماز امر فرموده تا تكرير « 2 » ذكر و تجديد عهد در ساعات متقاربه « 3 » ، وسيلهء تقرّب بندگان شود به آن جناب و ذريعهء « 4 » بارور شدن حَبّ « 5 » حُب در دل ايشان گردد نسبت به ربّ الارباب « 6 » و تا ساعتى چند به خضوع و خشوع روى نياز بر آستانهء بنده نواز كار ساز نهند و راز دل خود را بر حضرت علَّامالغيوب « 7 » عرض دهند ؛ غم خود با لطف او بگويند و دواى درد خود از كَرم او بجويند تا او از روى تفضّل و تعطّف « 8 » ، ناتمامى هر كس را به قدر استعدادش تمام كند و شكستگىاش را درستى انعام « 9 » بخشد .
كريمى بر در دلها نشسته * درستى بخش دلهاى شكسته
هامش
( 1 ) . نسخهء « ى » : « و در همه » .
( 2 ) . كارى را دوباره كردن .
( 3 ) . نزديك به هم .
( 4 ) . وسيله ، دستآويز .
( 5 ) . دانه .
( 6 ) . خداى بزرگ ، پروردگار پروردگاران .
( 7 ) . دانندهء رازهاى نهان ، خداى تعالى .
( 8 ) . مهربانى كردن ، رقّت آوردن .
( 9 ) . نعمت دادن ، بخشيدن چيزى به كسى از راه نيكوكارى .