سر . موسى ( ع ) حاجت خواست از خداى عز و جل ، ايشان را همه بر سر آب آورد تا بنى اسرائيل آن قبطيان مرده بديدند و ايمن شدند كه ايشان مردهاند و هلاك شدند و موسى ( ع ) و بنى اسرائيل همه برستند . و اينكه مرده بر سر آب آيد از آن وقت باز است و قبل از آن همهء مردهها فرومىرفتند .
ج 4 / 1026
10 - و نيز گويند كه نمرود منارهاى كرد بزرگ و بر آنجا رفت و گفت كه با خداى آسمان حرب كنم و آن مناره بشكست و از آنجا بيوفتاد . . . و هيچ گزندى به دو نرسيد . . . تا چهل فرسنگ آواز آن برسيد و هر كجا آن آواز برسيد هركى بشنيد از سهم آن بيهوش گشت و بيوفتاد و در زبانهاى خلق بلبله در اوفتاد چنان كه هيچ كس زبان خويش بازنمىدانست و هركس چيزى گفتند و اين زبانهاى مختلف از تركى و هندوى و رومى و از هر زبانى كه هست از آن وقت باز است .
ج 2 / 482 ، 492
11 - ( پس از بيرون آمدن از كشتى نوح خوابيده بود و باد جامهء نوح برداشته ، عورت او را نمايان ساخته بود يافث و حام پدر را در آن حال ديدند و خنديدند و گذشتند ولى سام عورت پدر بپوشيد ) « پس نوح بيدار شد و از آن كار آگاه شد و تافته شد از حديث يافث و حام ، انده آمدش . بر سام دعا كرد نيكو . گفت : خدا بر نسل تو بركت كناد و بر حام و بر يافث دعاى بد كرد گفت : خداى عز و جل آب از پشت شما بگرداناد از حال خويش . اكنون چنين گويند كه هر چه اندر جهان سپيد رويانند و پيغامبران از نسل سام بن نوحند و هر چه سياهان و هندوانند همه از نسل حامند . اما يأجوج و مأجوج و آنچه هستند از ايشان و جهان اندر ، همه از نسل يافث بن نوحند » .
ج 3 / 736 ؛ ج 6 / 1483
- ( خدا ) خواست كه مر آدم را بيافريند . . . پس عزرائيل را بفرستاد . چون زمين بر وى سوگند داد ، وى گفت من فرمان خداى عز و جل به سوگند تو دست باز ندارم و پر فرو كرد و چهل رش گل از همهء روى زمين برداشت از سپيد و سياه و سرخ و زرد و سنگريزه و از هر گونهاى . اكنون از بهر آن است كه فرزند آدم از هر لونىاند .
ج 4 / 852
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 629
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٦٢٩