هر سال صد هزار درم درآمد داشت » .
( ج 16 ص 6827 - 6828 )
يوسف بن ابى ساج حكمران مستقل آذربايجان و ارمنستان كه از سالها قبل قسمتى از مالياتهاى وصول شده را به بغداد مىفرستاد در سال 304 ه . به اين بهانه كه شهر رى را خليفه به عنوان تيول به او سپرده به آن شهر كه محل پادگان سامانيان بود حمله برد .
پادگان مزبور به تخليه قلاع آنجا ناچار گشت و يوسف توانست علاوه بر شهر رى ، قزوين و زنجان را نيز به تصرف درآورد . امّا خليفه نيز مانند وزيرش واگذارى شهر رى را به عنوان تيول به يوسف رد كرد و اين خود به جنگهاى طولانى كه گاهى با موفقيت حكمران عاصى توأم بود منجر گشت . در تاريخ طبرى آمده است :
« در شوال همين سال ، مونس خادم به رى درآمد براى نبرد ابن ابى الساج ، پس از آن كه ابن ابى الساج ، خاقان مفلحى را هزيمت كرده بود و نگذاشت هيچكس از ياران خاقان تبعهء وى شود يا چيزى از ياران خاقان بگيرد . ابن فرات به نزد المتقدر باللّه رفت و به دو خبر داد كه على بن عيسى به ابن ابى الساج نوشته و دستورش داده كه سوى رى شود به مكارى بر ضد خليفه ، و تدبير به مخالفت وى . المتقدر باللّه اين سخن را از ابن فرات گوش گرفت ، و چون او برون شد ، از على بن عيسى دربارهء آنها پرسيد - على به نزد مقتدر در خانهء خلافت بداشته بود - گفت : « ناحيهاى كه ابن ابى الساج را سوى آن كشانيدهام از آن برادر صعلوك است به دو نوشتم كه با وى نبرد كند و اهميّت نمىدادم كه كدامشان كشته شود . براى اين كار از امير مؤمنان اجازه گرفتم كه دربارهء آن اجازه داد ، از وى خواستم كه دستخط كند كه بكرد و اكنون دستخط او به نزد من است » . دستخط را حاضر كرد و اين در مقتدر اثر نكو نهاد كه بر على بن عيسى در بداشتنگاهش گشايش آورد و با وى سختى نكرد » .
( ج 16 ص 6845 )
پس از يوسف بن ابى الساج در رى بىنظميهايى روى داد و سرانجام سامانيان كه از حمايت خليفه برخوردار بودند دوباره رى را جزو قلمرو خود ساختند و سيمجور به حكومت آنجا منصوب شد . در سال 315 ماكان به اصرار حسن بن زيد حسنى را برگرداند و با كمك يكديگر به رى لشكر كشيدند و رى را از دست محمد بن صعلوك
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 525
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٥٢٥