تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
در سال 290 اسماعيل رى را به پسر عمّ خود ابو صالح منصور بن اسحق واگذاشت ، علىرغم توجه خلفاى بغداد به رى تعداد سكنه عرب ناچيز بود و اغلب اهالى شهر رى ايرانى بودند . منصور كه از 290 تا 296 بر رى حكومت كرد همان كسى بود كه حكيم و پزشك معروف ابو بكر محمّد بن زكرياى رازى ، كتاب خود منصورى را به نام او به رشتهء تأليف درآورده است . محمّد بن هارون پس از پناهنده شدن به گيلان براى آنكه انتقام خود را از امير سامانى بگيرد به دعاة علوى گيلان توجه كرد و در اين تاريخ حسن بن على ملقب به ناصر كبير براى انتقام گرفتن خون محمّد بن زيد به آمل حمله برد و از سپاه سامانى شكست خورد و به ديلمان پناه برد . ناصر كبير و محمّد بن هارون و چند تن از بزرگان گيلان كه در بيعت ناصر آمده بودند به طبرستان حمله بردند و در نزديكى آمل پس از جنگ بسيار سختى لشكريان ابو العباس سامانى حكمران طبرستان را شكست دادند و ابو العباس به رى گريخت . علت شكست ابو العباس در جنگ اين بود كه او از امير اسماعيل مدد خواسته بود . اسماعيل پسر خود را ( احمد ) به يارى او فرستاد ولى احمد به علت خصومتى كه با او داشت در راه خود را معطل كرد تا سپاهش شكست بخورد . ابو العباس يكى از سران سپاهى خود را به رى فرستاد و او به حيله بر محمّد بن هارون دست يافت و او را به بخارا فرستاد . ابو العباس در سال 297 به طبرستان روانه شد و تا صفر 298 كه مرد در آن مقام در آنجا بود . پس از فوت ابو العباس امير احمد والى رى محمّد بن صعلوك را حكومت طبرستان داد . در تاريخ طبرى آمده است : « در اين سال كار خراسان آشفته شد كه احمد بن اسماعيل كشته شده بود و پسرش نصر به نبرد عمويش اشتغال داشت و ميان وى و عمويش اختلافها رفت . احمد بن على ، معروف به صعلوك ، كه در ايام زندگى احمد بن اسماعيل از جانب وى ولايتدارى رى بوده به مقتدر نوشت و فرستاده‌اى سوى وى گسيل داشت و كار رى و قزوين و گرگان و طبرستان و توابع اين ولايتها را خواستار شد و مالى گزاف در قبال آن تعهد كرد . نصر حاجب به دو توجه كرد ، چندان كه نامه‌ها سوى وى فرستاد به ولايتدارى . مقتدر از مالى كه تعهد شده بود صد هزار درم به نصر جايزه داد و دستور داد در هر ماه از ماه‌هاى هلالى خوانى براى وى به پا دارند به پنجهزار درم و از املاك سلطان در رى تيولها به دو دادند كه