گرفتند . حسن بن زيد حسنى معروف به داعى صغير خشنود از اينكه مىتواند ناحيه رى را تا زنجان و قم در تحت قدرت خود داشته باشد ، ولى به سبب اينكه از شرابخوارى جلوگيرى مىكرد و در مقابل حملات اميران طرفدارى مىكرد توطئهاى از رجال و بزرگان بر ضد وى برپا شد كه در آن ماجرا حسن كشته شد . بعد از قتل او سردارى به نام اسفار ديلمى پسر شيرويه در 317 به رى لشكر كشيد و دعوى استقلال كرد . اسفار به دست مردآويج كشته شد و بالنتيجه مردآويج بر گرگان و طبرستان و قزوين و رى و قم و كاشان و لرستان مستولى شد . پس از كشته شدن مردآويج آل بويه در رى مستقر شدند و رى حدود 100 سال جزو قلمرو ركن الدين ديلمى بود .
شرح
( 1 )tiboT- كتاب توبيت داستانى است اخلاقى در احوال توبيت پسر و پدر ( توبيت نام يك تن يهودى از قبيله نفتالى بود كه در قرن هفتم پيش از ميلادى مىزيست ) ، وبستر ص 1226 .
( 2 )tiduJ- نام زن جوان و بيوهء مردى از بزرگان شهر باستانى بتولىailuhteB- بود . كتاب ژوديت كه مؤلف آن ناشناخته مانده ، داستانى است جالب از يهوديان باستان برانگيزنده احساس وطنپرستى اين زن ؛ و بستر ص 626 .
( 3 ) براى اطلاع بيشتر از اوضاع سياسى رى در اين دوران به : ترجمه تاريخ طبرى ، ابو على بلعمى ، قسمت مربوط به ايران ، جواد مشكور . ص 331 مراجعه كنيد .
( 4 ) در ذى الحجه اين سال مردم رى به زلزلهاى سخت دچار شدند ، كه خانهها ويران شد و جمعى از مردم كشته شدند و باقيمانده از شهر گريختند .
( طبرى . ج 14 ص 6128 )