چون علت را از او پرسيدند گفت : « او فقيه نبوده بلكه محدّث بوده است » . اين سخن بر حنبليان گران آمد ، و شمارشان در بغداد بسيار بود ، به انتقام اين سخن وى را به الحاد متهم كردند و اكثريت عامّه بدون اينكه معنى الحاد را بدانند ، با آنان هماواز شدند .
ليكن طبرى به اين اتهامات اهميت نمىداد زيرا فردى زاهد و قانع بود و درآمدش از روستاى پدرش در طبرستان تأمين مىشد . چون در سال 310 وفات يافت وى را در خانهاش دفن كردند ، زيرا عامه گرد آمده از دفن او در روز مانع گرديدند .
تشريح اوضاع بغداد در دورهء دوّم عبّاسى و ادعاى اين مطلب كه آثار به وجود آمده در آن روزگار ، و گرايشهاى علمى و مذهبى افراد در آن دوره رنگ شرايط سياسى و اجتماعى به خود گرفته است ، و به علل و عوامل گوناگون فرهنگ راه انحطاط پوئيده و حديث و سنّت همهء دانشهاى انسانى را تحتتأثير قرار داده و از عمق به سطح آورده است ، به هيچوجه به معناى كاستن از ارزشها و فضيلتهاى محمد بن جرير طبرى نيست ، بلكه بيان واقعيتهايى مربوط به دورهء خاصى از تاريخ مسلمانان است ، و پى بردن به برخى از انگيزهها يا عوامل و اسبابى كه فرهنگ و دانش را به سوى معينى جهت دادند . اگرچه طبريها خود سازندهء تاريخ زمان خويش و فرهنگ نسلهاى بعد از زمان خويش هستند ، ليكن شرايط و اوضاع و احوال اجتماعى نيز به نوبهء خويش اين سازندگان را - خواه ناخواه - ساخته است و ارادهء آزادشان تحتتأثير جبرهاى طبيعى و اجتماعى و درونى در چارچوب محدودى به حركت درآمده است . تجليل از اين بزرگان فرهنگساز و تحليل عوامل و شرايط انسانى نبايد در همان حدّ تجليل و تحليل باقى بماند و با پايان گرفتن جلسات مجمع همهچيز به پايان رسد ، بلكه همهء اين تلاشها و نيروهاى بذل شده شايسته است ما را به درسهاى آموزندهاى از گذشتهها راهنمايى كند تا با كسب پرواپيشگى و آيندهنگرى و قوانين حركت مجتمعهاى انسانى كوركورانه در شبههها نيفتيم و بيراههها نپوييم و بدان وسيله راهى روشن براى آيندگان ترسيم كنيم و معيارهايى درست در اختيارشان گذاريم و باشد كه وظيفهء خود را در برابر خدا و خلق انجام دهيم و باز هم اين گفتهء بسيار والاى امير المؤمنين را آويزهء گوش خود سازيم كه
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 499
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٤٩٩