شرح
( 121 ) - همان كتاب ص 174 .
( 122 ) - همان كتاب ص 176 و 177 .
( 123 ) - در باب يكم اشاره شد كه بسيارى از انديشهوران عالم اسلام چون فارابى و ابن سينا ، در طبقهبنديهاى خود از علوم ، جايگاهى براى تاريخ منظور نكردهاند .
( 124 ) - فلسفه تاريخ ابن خلدون ص 179 .
( 125 ) - تاريخ تاريخنگارى در اسلام صص 47 و 48 .
( 126 ) - همان كتاب صص 50 و 51 .
( 127 ) - همان كتاب ص 55 .
( 128 ) - همان كتاب صص 51 - 53 .
( 129 ) - اشاره به ديباچه گلستان از شيخ اجل رحمة اللّه عليه : « يكى از صاحبدلان . . . گفت بخاطر داشتم كه چون بدرخت گل رسم دامنى پر كنم هديه اصحاب را ، چون برسيدم بوى گلم چنان مست كرد كه دامنم از دست برفت » كليات سعدى به اهتمام محمد على فروغى ( تهران امير كبير 1356 ش ) ص 29 .
( 130 ) - اشاره به اين بيت لسان الغيب قدس سره العزير :مدعى خواست كه آيد به تماشاگه راز * دست غيب آمد و بر سينه نامحرم زد( 131 ) - اشاره به دو آيه مباركه :
-يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ. ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، همگان به اطاعت درآئيد و پاى به جاى پاى شيطان مگذاريد كه او دشمن آشكار شماست ) ، بقره / 127 .
-وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيراً وَ نَذِيراً وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ( تو را به پيامبرى نفرستاديم مگر بر همه مردم مژدهدهنده و بيمدهنده ، ولى بيشتر مردم نمىدانند ) ، سبا / 28 . ترجمه آيات قرآن از عبد المحمد آيتى - تهران - سروش 1367 ش .
( 132 ) - تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ص 11 .
( 133 ) - اشاره به اين رباعى حكيم عمر خيام :افسوس كه بىفايده فرسوده شديم * وز داس ( - آس ) سپهر سرنگون سوده شديمدردا و ندامتا كه تا چشم زديم * نابوده بكام خويش نابوده شديم( 134 ) - هگل مورخ و فيلسوف بلندپايه آلمان ( 1770 - 1831 م ) به اين مسأله به تفصيل پرداخته است - عقل در تاريخ ترجمه حميد عنايت ( تهران ، دانشگاه صنعتى شريف ، 1356 ش ) صص 29 ، 31 ، 62 ، 106 و بسيار صفحات ديگر ، اما امروز « واقعيتگرايى تاريخى »] - euqirotsih etilaeR [و برداشتهاى جديد جامعهشناسى و انسانشناسى ، مسأله ياد شده را به گونه ديگر بيان مىدارد .
( 135 ) - تاريخ تاريخنگارى در اسلام ص 55 .