مىكند » ( همان ، 155 ) .
مختصر اين كه طبرى نخستين تاريخنگارى بود كه در آغاز تكوين و شكلگيرى دانش تاريخنگارى در اسلام با سعهء صدر و برخوردارى از خصوصيات برجستهء يك عالم باايمان و بىتعصب به نوشتن آن بخش از تاريخ جامعههاى دوران پيش از اسلام پرداخت كه تا آن زمان كمتر مورخى اين چنين به ميراث فرهنگى اقوام ابتدائى نگريسته بود . او احتمالا با آگاهى به اينكه انسان ابتدائى پيش از تاريخ نيز مانند انسان دورهء تاريخى و اسلامى داراى فرهنگى منسجم و انديشهاى منطقى ، و ليكن متناسب با عصر و نظام جامعهء خود بود ، به گردآورى و نقل اسطورهها و داستانهاى بازمانده از آثار فرهنگ ايرانيان كهن دست يازيد . ظاهرا او اين روايتها را ، كه آكنده از نشانه و رمز و تمثيل و بيانگر معانى و مفاهيمى اجتماعى از زندگى مردم دوران اسطورهاى ايران است ، بمثابه دادههائى تاريخى مىانگاشته كه در تدوين تاريخ ايران پيش از اسلام به كار برده است .
منابع فارسى
الف - كتابها
- آريانپور ، امير حسين ، فرويديسم با اشاراتى به ادبيات و عرفان ، امير كبير ، 1357 .
- ابن خلدون ، عبد الرحمن ، مقدمهء ابن خلدون ، ترجمهء محمد پروين گنابادى ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، جلد اول ، 1359 .
- ارانسكى ، اى . م . ، مقدمهء فقه اللغهء ايرانى ، ترجمهء كريم كشاورز ، پيام 1358 .
- الياده ، ميرچا ، چشماندازهاى اسطوره ، ترجمهء جلال ستارى ، توس 1362 .
- بلوكباشى ، على ، فرهنگ عامه ، وزارت آموزش و پرورش ، 1356 .
- بهروز ، ذبيح ، تقويم و تاريخ در ايران ، انجمن ايرانويچ ، شمارهء 1 ، ايران كوده ، 1331 .
- بهار ، مهرداد ، پژوهشى در اساطير ايران ، جلد 1 ، توس 1362 .
- پورداود ، ابراهيم ، يشتها ، جلد 2 ، كتابخانهء طهورى 1347 .
- حكمت ، على اصغر ، امثال قرآن ، تهران 1333 .