7 . فهم و دريافت او از تاريخ جهان از اقران و پيشينيان تاريخنگار خود ، همانند يعقوبى و ابن قتيبه كمتر است .
8 . توجه او بيشتر به امور سياسى و مشكلات داخلى حكومت معطوف است . از اينرو عنايتى به فتوح و ارتباط با دولتها و سرزمينهايى همانند اندلس ، بيزانس ، فرنگ و حالات داخلى آنها ندارد . 23
مقبوليّت كار او در نزد مورخان
طبرى به عنوان شيخ المورخين و بنيانگذار مكتب سنّتى تاريخنگارى بر شيوهء حديث ، مورد استقبال مورخين پس از خود قرار گرفت . شايد بتوان گفت تنها مورخ اسلامى كه بيش از ديگران مورد استقبال و تقليد مورخان پس از خود واقع شد ، اوست .
اين ادعا را مىتوان از خلال گفتار مورخان بزرگى همانند مسعودى و ابن اثير و ابن خلدون ، دريافت .
مسعودى در مقدمهء كتاب مروج الذّهب و معدن الجوهر گويد : « . . . و اما تاريخ ابو جعفر طبرى كه بر كتب ديگر تاريخ برترى دارد و افزونتر از آنهاست ، و جامع انواع خبرها و آثار و حاوى اقسام فنون و علوم مىباشد . اين كتاب داراى محسّنات و فوايد زياد است و نفعش به تمام طالبان و پژوهندگان تاريخ و آثار گذشتگان مىرسد . مؤلف اين كتاب فقيه عصر و زاهد و پرهيزگار زمان خود بوده است و علوم فقهاء و دانشمندان شهرها و اخبار محققان سير و آثار ، به وى منتهى گرديده بوده است . . . »
نيز ابن اثير جزرى در مقدمهء كامل التّواريخ خود نوشته است : « . . . و ابتدا كردم به تاريخ بزرگ تأليف امام ابو جعفر طبرى ، زيرا كتاب مذكور در نزد عموم محقّقان مورد اعتماد و در موارد اختلاف محل رجوع مىباشد . . . و من از ميان همگى مورخان به طبرى اعتماد كردم ، زيرا وى از روى حق و صواب در اين فن پيشوا و از روى حقيقت و واقع جامع علوم و فنون مىباشد . . . 24 » ابن خلدون ، او را « مورخ و محدّث امت » مىنامد و به تيمور مىگويد : « من به استناد قول طبرى ، با شما صحبت مىكنم » . 25