قبل از شروع ، مناسب است در باب مباحثى كه منجرّ به تكامل فرضيات تاريخى اسلامى و تحول آن از اخبارى به تاريخى و پيدايش مكاتب تاريخى شد ، مقدمهاى به اجمال گفته آيد آنگاه در چهار مقوله ، منابع ، روش تأليف ، نقاط قوّت و ضعف و مقبوليّت كار طبرى در نزد مورخان اسلامى ، به بحث پرداخته و مكتب تاريخنگارى او را پژوهش كنيم .
در فرهنگ تاريخنگارى اسلامى دو روش بيش از همه مورد اتفاق قرار گرفته است : نگارش تاريخ برحسب موضوعات ؛ نگارش تاريخ برحسب حوليات . هر دسته از مورخان اسلامى كه يكى از شيوههاى فوق را برگزيده قطعا براى دفاع و ترويج روش خود ، استدلال كرده و به نكاتى اشاره و عنايت داشتهاند .
ولى بهتر است ، پيش از بيان نگرشهاى تاريخى كه خود زمينهساز نگارشهاى تاريخى هر مورخ است ، به زمينههاى موجود در قرون اوليهء پيدايش مكاتب تاريخنگارى اسلامى كه خود موجد اين مكاتب است ، اشارهاى بكنيم .
آنگاه كه تاريخ از علم شريف حديث بتدريج جدا مىشد و مقدمات اوليه را براى كسب استقلال فراهم مىآورد ، ورود بينشها و نگرشهاى عقلى يونانى و مباحث عمدهاى
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 339
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٣٣٩