بود كه اگر اين خاك را بر جمادى زنند زنده شود . « پس او اين خاك نگاه مىداشت و هنگامىكه بنى اسرائيل آن حلّيها و طلاها را كه از قبطيان گرفته و در خاك پنهان كرده بودند ، در آتش انداختند ، سامرى بيامد و از آن خاك در آتش ريخت و گفت :
گوسالهاى شو . پس گوساله شد » . ابو الفتوح اين قول طبرى را نمىپذيرد و دليل مىآورد كه سامرى خود زرگرى استاد بود و از آن حلّيها گوساله مىساخت .
بايد به روان پاك خردوران و گرانمايگانى چون طبرى آملى و ابو الفتوح خزاعى نيشابورى كه فرهنگ نامدار و كرامند اسلام و ايران را اعتلا بخشيدند و نكتههاى باريكتر از موى آن را به همكيشان و همزبانان خود شناساندهاند ، درود فرستاد و براى كسانىكه نام و ياد اين نيكمردان را گرامى مىدارند ، توفيق و دعاى خير آرزو كرد .
يادداشتها
شرح
( 1 ) عسكر حقوقى ، تحقيق در تفسير ابو الفتوح رازى ، جلد اوّل ، انتشارات دانشگاه تهران ، تهران 1346 ، ص 210 .
( 2 ) براى مثال حنابله او را كاملا از خود طرد كرده بودند و حتّى از آزار و اذيّت او هم خوددارى نداشتند و يا صاحب روضات الجنّات به دلايلى او را شيعى معرّفى كرده است . رك : محمّد باقر موسوى الخوانسارى ، روضات الجنّات فى احوال العلماء و السّادات ، طبع سنگى ، تهران 1306 ه . ق ، 4 / 164 .
( 3 ) رك : احمد على رجايى بخارايى ، « بخشى بازيافته از كهنترين ترجمهء تفسير طبرى » ، نامهء آستان قدس ، شمارهء مخصوص ص 105 .
( 4 ) محمّد حسين الذّهبى ، التّفسير و المفسّرون ، قاهره 1381 / 1961 ، 1 / 205 .