كامها و غلبهكننده / قهركنندهء بندگان است ؛ هر تنى را / هر نفسى را ؛ و نيست هيچ ظلم و ستم امروز / ظلم نيست امروز - بيم كن / بترسان ؛ روز نزديكى / روز قيامت ؛ خشمكنان / فروبرندگان ؛ نيست ستمكاران / نباشد ظالمان را ؛ هيچ دلسوزى / از خويش ؛ خواهشگرى / شفاعتخواهى ؛ فرمان برند او را / اجابتش كنند .
در ملاحظهء موارد فوق اين نكته حاصل مىشود كه 32 مورد در متن واحد ، از جنبهء صورى و شكل كلمات و تركيبات و تعابير محلّ اختلاف است .
با توجّه به ملاحظات فوق - موارد مشترك و اختلاف - نتيجه آن مىشود كه حدود 60 % موادّ اين دو تفسير از جهت زبان فارسى با هم تناسب و مشابهتى صورى و لفظى دارند ، و حدود 40 % محلّ اختلاف است و افتراق .
اينك با التفات به اين سنجشها و مقايسهها ، دو نكته قابل تأمّل است و ملهم حدس و قياس :
نخست آنكه صاحب روض الجنان و روح الجنان با ترجمهء تفسير طبرى و احتمالا تفسير طبرى - جامع البيان فى تفسير القرآن - مأنوس بوده و اين اثر بزرگ و معتبر را در مراحل مختلف تأليف روض الجنان و روح الجنان پيش چشم داشته است و به سبك و اسلوب ترجمهء تفسير طبرى در ترجمهء آيات قرآنى نظر داشته است . قوّت اين حدس تا بدانجاست كه نظر مصحّحان تفسير ابو الفتوح را - چنانكه ذكر شد - در مقابلهء نسخههاى مختلف تفسير ابو الفتوح و مقايسهء ضمنى آن با ترجمهء تفسير طبرى به خود جلب نمود ، چندانكه گويى مىتوان با توجّه به ترجمهء تفسير طبرى ، بخشهايى از ترجمهء تفسير ابو الفتوح را تصحيح كرد ، يا كلمهء مبهم و مخدوشى را به قياس نسخهء ترجمهء تفسير طبرى تصحيح كرد .
نكتهء ديگر آنكه ، ترجمهء آيات روض الجنان و روح الجنان ، با توجّه به شباهتى كه با ترجمهء تفسير طبرى دارد ، تحت تأثير لهجهء درى و زبان خراسانى است . احتمال قريب به يقين آن است كه ابو الفتوح رازى با لهجهء مردم خراسان - و بويژه نيشابور - از طريق آثارى چون ترجمهء تفسير طبرى و آثار مشابه آن - از جمله قرآنهاى مترجم فارسى كهن - آشنا بوده ، و از سر عمد اسلوب و زبان و طرز ترجمهء اين آثار را برگزيده و اين شيوه و طرز بيان و روش را بر ديگر ترجمهها مرجّح دانسته است ؛ و بههرحال ، ابو الفتوح رازى از عمده كسانى است كه در انتقال زبان فارسى و لهجهء مردم ماوراء النهر به شرق خراسان و
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 316
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٣١٦